داستان های سکسی،حکایات تاثیرگزار و آرامش دهنده
اثبات شهادت حضرت زهرا از کتب اهل سنت

 

* يعقوبي در تاريخ خود جلد دوم صفحه ي 137 چاپ بيروت تحت عنوان"ايّام ابي بکر" (دوران حکومتي ابوبکر) نقل مي کند:


زماني که ابوبکر مريض شد، يعني در همان مرضي که از دنیا رفت، عبدالرحمن بن عوف به عيادت او رفته و از او پرسيد: اي خليفه ي پيامبرحالت چگونه است؟


ابوبکر گفت: همانا من بر هيچ چيز تأسف نمي خورم مگر بر سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم...اما آن سه چيز که انجام دادم و اي کاش انجام نداده بودم:

 
* اي کاش قلاده ي خلافت را به گردن نينداخته بودم...

* اي کاش خانه ي فاطمه را تفتيش نکرده و مورد هجوم آن عده قرار نداده بودم، اگر چه با من اعلان جنگ مي کردند.

 


 * ذهبي مورخ مشهور (در گذشته ي سال 748هجري) در کتاب خود بنام «لسان الميزان»جلد اول صفحه ي268- شماره ي 824 تحت عنوان «احمد» با ذکر سند مي گويد:


«محمدبن احمد حماد کوفي» (از حافظين حديث اهل سنت) گفته است:


«بدون شک عمر چنان لگدي به فاطمه عليهاالسلام زد که محسن از او سقط شد»

 

نتیجه گیری: اگر در خانه کس است یک حرف بس است...

 


موضوعات مرتبط: داستان امر به معروف و نهی از منکر ، حکایت و داستان های حضرت محمد(ص) ، حکایات وداستان های حضرت عیسی(ع) ، حکایات وداستان های حضرت موسی(ع) ، داستان های حقانیت علی علیه السلام ، داستان های اهل بیت علیه السلام ، داستان طبیعت انسان ، حکایات نصیحت آمیز
برچسب‌ها: ای اهل سنت چرا حضرت فاطمه شبانه و مخفیانه دفن شد , چرا حضرت زهرا شبانه دفن شد , پشیمانی عمر از حمله به خانه ی حضرت فاطمه سلام الله

پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 23:3 | سینا رحمتی |

آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و ازهر چیزی سخن می گفت. در میان سخن گفت:

«امروز فلان مرد از تو بسیار خوب می گفت که افلاطون عجب بزگوار مردی است و هرگز کسی چون او نبوده است.»

افلاطون چون این سخن را شنید سر فرود برد و سخت دلتنگ شد.

آن مرد گفت:«ای حکیم از من چه رنجی به تو رسیده که چنین دلتنگ شدی؟»

افلاطون پاسخ داد:«ای خواجه! از تو به من رنجی نرسیده ولی مصیبتی بالاتر از این چه باشد که جاهلی مرا ستایش کند و کار من او را پسندیده آید؟»

ندانم کدام کار جاهلانه ای کرده ام که او خوشش آمده و مرا به خاطر آن ستوده است.


موضوعات مرتبط: حکایات پند دهنده و آرامش دهنده
برچسب‌ها: رضایت جاهل از عاقل , چگونه کینه به دل نگیریم , سش

سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 20:38 | سینا رحمتی |
روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت بود.  

علت ناراحتی اش را پرسید. 

شخص پاسخ داد: «در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت. و من از این طرز رفتار او رنجیدم.»

سقراط گفت: چرا رنجیدی؟  

مرد با تعجب گفت: «خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.» 

سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد،آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟ 

 مرد گفت:«مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم از بیمار بودن کسی که دلخور نمی شود». 

سقراط پرسید:به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟  

مرد جواب داد: «احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی را به او برسانم»

سقراط گفت:همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی. آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟ 

بیماری فکری نامش"غفلت"است.و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد

پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر. بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است. 

نتیجه گیری: زود از دست کسی ناراحت نشو و کینه نگیر.


موضوعات مرتبط: حکایات نصیحت آمیز
برچسب‌ها: چگونه کینه به دل نگیریم , حکایت کینه گرفتن از دیگران , چرا کینه به دل بگیریم , بیماری روح و روان , حکایات ناب در مورد کینه

چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:20 | سینا رحمتی |

دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. حضرت محمد صلی الله علیه و آله   

 

ایرانیان برای حفظ احترام یکدیگر هرگز در حضور هم آب دهان بر زمین نمی اندازند. هرودت   

 

ایرانیان از کردارهای ناپسند هرگز سخن نمی گویند. هرودت   

 

ایرانیان صفات نیک خود را با تمام ثروتِ شام و آشور برابر نمی کنند. ؟؟   

 

ایرانیان در هر کاری میانه روی را اتخاذ می نمایند. گزنفون   

 

ایرانیان اول ملتی بودند که با زرخریدان و بردگان خود چون فرزند رفتار می کردند. هرودت   

 

ایرانیان در معابر و انزار مردم،هیچ ننوشند و هیچ نخورند. گزنفون   

 

ایرانیان با کمال دقت و احتیاط از سخنان بیهوده و هرزه حذر می نمایند و از کردارهای ناپسندیده هرگز سخن به زبان نمی رانند. هرودت   

 

 

ایرانیان در هرکس که صفات نیک می یافتند به دیده ی بزرگی و احترام به او می نگریستند هرچند که آن خوی در یکی از دشمنان آنان ظاهر میشد. هرودت   

  

عرب حقیقتِ مقام و قدر منزلت امام علی را نشناخت، اما از میان همسایگان ایرانی نژادِ عرب، مردانی برخواستند که گوهر و سنگ ریزه را به خوبی از یکیگر باز شناختند. جبران خلیل جبران نویسنده مسیحی   

 

 

ایرانیان همانطور که از مرض طاعون حذر می کنند از استعمال مسکرات نیز متنفرند.  آمیان   

 

ایرانی با اخلاق ترین ملل دنیاست و حُسن ظاهر دلیل است بر حُسن باطن. سقراط  

 

 

ایرانیان بر نفس خویش تسلطی سخت دارند و همیشه می کوشند تا هر گونه بدی و زشتی را از خویش دور سازند. ؟؟  

 

ایرانی بی باک فداکار و با تربیت است. سقراط   

 

ایرانیان دارای وجدانی پاک و اخلاقی نیکو هستند. سقراط   

  

ایرانیان به واسطه ی تعالیم عالی از هر نواقصی بری هستند. پلوتارک   

  

ایرانیان در کارهای خود استعانت از خدا جویند و فتح و پیروزی از او خواهند و دعای خیر را مخصوص خود نکرده و همواره در هنگام عبادت سعادت و سلامت خود و دیگران را از خداوند آرزو می کنند. هرودت  

  

ایرانیان بعضی صفات دارند که در  هیچکدام از ملل قدیمی حتی رومی ها هم نبوده این صفات عبارتند از: ادب، شجاعتِ اخلاقی، جوانمردی، صفات مذکوره را ایرانی ها از ابتدای تاریخشان دارا بوده اند. کریستن سن    

  

ایرانیان فوق العاده تسلط بر نفس دارند و همیشه سعی دارند هرگونه بدی و زشتی را از خود دور سازند. هرودت   

 

ایرانیان خنده و شوخی و کارهای ناپسند را در مجالس، بسیار زننده و بد می دانند. هرودت   

  

جوانان ایران از دروغ و ناشکری و حیله، فوق العاده متنفرند و هرگز پیمان شکنی وحق نشناسی از ایشان دیده نمی شود و این صفت آنان سبب شده است که یونانیان با یک نظر تعجب و احترامی به آنان بنگرند. گزنفون   

  

خیلی بهتر بود که یونانیان مغلوب ایرانیان می شدند تا مغلوب رومیان. نیچه   

 

پروردگار را لشکری است از اهل پارس،چون بر قومی غضب کند توسط پارسیان از آنها انتقام گیرد. حضرت محمد صلی الله علیه و اله


موضوعات مرتبط: سخنان بزرگان در مورد ایران و ایرانیان
برچسب‌ها: سخنان و احادیث بزرگان در مورد ایران و مردم ایران , احادیث در مورد ایرانیان , سخنان بزرگان در مورد ملت ایران , احادیث در مورد مردم و کشور ایران

سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ | 21:6 | سینا رحمتی |

خداوند متعال در حدیثی قدسی فرمودند:

 **بعضی از بنده های مومن من کسانی هستند که اگر ثروتمند نباشند امور دینشان اصلاح نمی شود و باید آنها وسعت رزق و سلامتی داشته باشند.

پس من آنها را به واسطه ی ثروت،رفاه و سلامتی دادن آزمایش می کنم تا امور دینشان اصلاح بشود.

**و بعضی از بندگان مومن من کسانی هستند که امور دینی آنها فقط در فقر و مسکنت و بیماری اصلاح می شود.

پس من آنها را به واسطه فقز و مسکنت و بیماری، امور دینشان را اصلاح می کنم و من به وضع بندگانم عالم هستم و می دانم که امور دین آنها از چه طریق باید اصلاح شود و همان راه را برایشان باز می کنم.

**و بعضی از بندگان مومن من کسانی هستند که در عبادت من بیش از حد تلاش می کنند و شبها از رختخوابِ راحتشان بیرون می آیند و به من عبادت می کنند.ولی من یک شب و یا دو شب آنها را وادار به خواب می نمایم که شب نتوانند بلند شوند و عبادت کنند و این عمل من، عنایت من نسبت به آنها می باشد.

وقتی که صبح از خواب بیدار می شوند ناراحت می گردند و تاسف می خورند که چرا  دیشب برای عبادت بیدار نشدند؟

بلی، اگر من میان او و عبادتش حایل نشوم، عُجب در عبادت او را فرا می گیرد و همان عُجب باعث می گردد در همه اعمال خود مرتکب فتنه و فساد بشود و از خودش راضی باشد و گمان کند که؛ بر همه عبادت کنندگان برتری دارد و در عبادت از حد قصور تجاوز کرده و همین افکار و اندیشه ها او را از من دور می کند.

ولی او همیشه گمان می کند که با آن عبادت ها به من نزدیکتر می گردد.

منبع: کلیات احادیث قدسی

 

نتیجه گیری: عبادات خالصانه و اطمینان واقعی به خداوند داشته باشیم...

 

احادیث پند آموز:

حضرت زهرا(سلام الله علیها): کسی که عبادت های خالصانه ی خود را به سوی خدا فرستد، خداوند بزرگ،برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. بحارالانوار ج70 ص249

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داده،و نماز را برای پاک شدن شما از تکبر. مسند فاطمة الزهرا ص 223

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): پروردگارا! ما را از کسانی قرار بده که در عمل نسبت به تو اخلاص ورزیده و در تمامی مخلوقاتت تو را دوست دارند. نهج احیاه/محمد دشتی

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه های حسن و حسین در فراق من، از تو می خواهم که گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی. نهج احیاه/محمد دشتی.

 

این وبلاگ دارای مطالب بسیاری است برای دیدن مطالب بیشتر به قسمت راست یا چپ وبلاگ بخش موضوعات مطالب مراجعه کنید.


موضوعات مرتبط: داستان های اهل بیت علیه السلام
برچسب‌ها: احادیث قدسی در مورد مردم , ایمان های مختلف مردم

پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۳ | 17:9 | سینا رحمتی |

مرجع عالیقدر شیعیان جهان حضرت آیت الله سید محمد صادق روحانی

آيت اللَّه سيد محمد صادق حسينى روحانى مدظله ‏العالى:  "مردى از تبار مرزبانان دين".

 

**معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو توان علمى را از حوزه‏ مى‏گيرد.**


** هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد**


**آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.**


**آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه:  

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام. **


**رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایى كتاب عظيم فقه الصادق را مى‏ ستايد. **سید محمد صادق روحانی

ولادت

فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت وزعامت حوزه‏هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالتخواهى، مجاهد و مبارزه خستگى‏ ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبداللَّه الحسين(ع) محرم الحرام - سال 1345 هـ ق، 1305 هـ.ش، تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى - قم -  در خاندانى ‏حسينى تبار، با پيشينه‏اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.

 

پدر گرامی ایشان

مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا محمود روحانى)) از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است. كه در سال 1307 (هـ.ق) در قم بدنيا آمد.

در سال 1330(هـ.ق) وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آيات ‏عظام:

 سيد ابوالحسن اصفهانى(ره)

 ميرزاى نائينى(ره)

 بهره‏ ها برد، مدتى ‏در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت اللَّه حاج آقا حسين‏ طباطبايى قمى(ره) بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمرديهاى ايشان، حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ‏ عبدالكريم حايرى(ره) به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند.

پدر ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت اللَّه حايرى بودند.

 

تحصيلات

 آيت اللَّه دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادربزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميهِ كهنِ نجف‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!!

 به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يكسال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت اللَّه العظمى خويى  در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند.

 ورود  يك نوجوان11 ساله  به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه و بزرگسال حوزه علميهِ كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.

آيت اللَّه زاده ميلانى نقل مى‏كند كه: آيت اللَّه خويى به پدرم آيت اللَّه ميلانى فرمودند: افتخار مى‏كنم به حوزه‏اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏ در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى‏خواند و مطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى‏فهمد و تحليل مى‏كند.

  **علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى‏ دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات  مرحوم شيخ انصارى  است كه در حوزه ‏هاى علميه تدريس مى ‏شود و يكى از كتابهاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن‏ نياز به شاگردان با كفايت و پر استعداد دارد**.

 

اساتيد

   معظم ‏له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع و بزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخارمى‏كند، شركت مى‏كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از:

آيت اللَّه حاج شيخ كاظم شيرازى(قدس سره) (1290-1367) -1

آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به‏كمپانی(1361)-2

  (آيت اللَّه  آقاى حاج شيخ محمد على كاظمينى(قدس سره-3

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره) 1365 -1284-4

(آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين(قدس سر-5

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى(قدس سره) 1413-1317-6

(1292 - 1380) آيت اللَّه آقاى سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى (قدس سره) -

 

آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى از وجود تماى اساتيد نام ‏آور خود استفاده نمودند وخود را هميشه مديون محبتها و الطاف خالصانه آن بزرگواران (رضوان اللَّه ‏تعالى عليهم) مي ‏دانند.

اما در اين ميان نقش آيت اللَّه خويى برجسته ‏تر و قابل ‏توجه ‏تر است.

پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى  آيت اللَّه خويى مي ‏باشد.

 هوش، پشتكار و استعداد معظم له، ايشان را مورد علاقه و توجه ‏خاص اساتيد و مراجع، بخصوص مورد عنايت خاصه آيت اللَّه خويى قرارداده بود. آيت اللَّه خويى(ره) در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب‏ علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد ؛ يك فقيه بي ‏نظير بودند كه دراغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد و صاحب نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.


در دروس عمومى آيت اللَّه خويى صدها طلبه شركت مي ‏كردند كه امتياز آيت اللَّه خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش وبسيار موفق بود و سعى فراوان مى‏كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجادارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند.

با ورود  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت در دروس آيت اللَّه خويى؛ حوزه علميهِ كهنِ نجف اشرف شاهد حضور يك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره‏اش نشان از مقام آيت اللهى‏ مى‏داد.

اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس‏مختلف را نوشته و آنها را در منزل پاكنويس كند. با دوستان همدوره‏تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس‏هاى فردا را هم انجام دهد.

 اين مطالعات سنگين آن هم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه‏روز 16 ساعت وقت ايشان را مى‏گرفت.

 علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى‏شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز باخودشان بود.

 معظم‏له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع‏بسيار سخت و طاقت فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با‏قرض گرفتن از مغازه داران محل سپرى مى‏شد.

و اين بزرگترين رمز و سرمايه‏گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.

 

   تدريس

معظم له تدريس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى‏در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على علیه السلام در نجف اشرف آغازكردند.

 تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال وميانسال، براى همگان حيرت آور و قابل تقدير بود.

آیت الله سید محمد صادق روحانی پس از مدت کوتاهی که در دروس آیت الله خویی شرکت کردند،با تقریر اصول فقه استاد؛ آنان را برای عده ای از طلاب و علاقه مندان دروس حوزوی تدریس می کردند.

دیری نپائید که چونان خورشیدی در نجف اشرف درخشیدند و به سان درختی پربرگ و بار،بر آمدند و در سایه شان خیل مشتاقان را آرامش بخشیدند.

به همين دليل بود كه ارتباط  آيت اللَّه خويى روز به روز با معظم‏له بيشترمى‏شد.

با اينكه اغلب آيت اللَّه خويى در جلسه تدريسشان به كسى‏ اجازه طرح اشكال نمى‏دادند ولی به آيت اللَّه روحانى در ميان عده ايى ازشاگردان مى‏فرمودند:

«چرا شما در مباحثه ها اشکال نمی کنید؟ از شما مى‏خواهم‏ اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى‏رسد را مطرح كنيد.»

 «و اين نشان از نبوغ‏فكرى و شايستگى ويژه  آيت اللَّه روحانى دارد»

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه:

 زيادى از شبهاى‏تعطيلى آن مرجع فقيد (آیت الله خویی)به حجره  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  مى‏آمدند وساعتهاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و در انتها معظم له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏كردند.

آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.

 (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت اللَّه  خويى مى‏باشد درسايت اينترنتی آيت اللَّه‏ روحانى و در كتابهاى زندگينامه كه به زبان‏عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده است، معظم‏له به تأييد ومكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد  نائل آمدند، موجود است.)

ايشان در اواخر سال 1329 (هـ. ش) وارد قم شدند،و در اوايل سال 1330(هـ. ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت ‏معصومه (س) پرداختند.

ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى‏گويند. به دليل وسعت‏احاطه‏شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى‏كنند. درس‏ايشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات‏خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى‏پردازند.

 درجلسات تدريسشان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد وپيروى كوركورانه از بزرگان مى‏پردازند،

 زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه‏مى‏گيرد.

 از اين رو معظم له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات‏ آنها نقادانه برخورد مى‏كنند. نظريات جديد و نو، ابتكار در مبانى، خروج از آراء پيشينيان و ژرف نگرى در تدريس ايشان موج مى‏زند.

هر چند ايشان به عنوان يك مرجع و فقيه نو انديش  شهرت دارند اما هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد.

 

 تأليفات

ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى واسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست‏به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مى ‏زنند.

 كتابى ماندگار كه بزرگان واساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم وتمجيد در برابرش فرو مى‏ آورند.

 آيت اللَّه بروجردى(ره) دوبار كتاب فقه الصادق را همراه ‏خود به جلسه تدريس‏شان مى‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن ‏استناد مى ‏كنند.

 

آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام.

رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایی كتاب عظيم فقه الصادق را می ‏ستايد.

 

**اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع‏ تدريس فقه و اصول تشيع است.**

 

آیت الله سید محمد صادق روحانی دارای کتاب های ارزشمند و بزرگ دیگری هم است که این وب قادر به وصف آنها نیست برای دیدن کتاب های دیگر این عالم بزرگوار شیعه به سایت آیت الله سید محمد صادق روحانی مراجعه کنید.


موضوعات مرتبط: آشنایی با علماء شیعه
برچسب‌ها: زندگی نامه آیت الله سید محمد صادق روحانی , زندگینامه , آیت الله سید محمد صادق روحانی کیست , آیت الله سید محمدصادق روحانی چه کسی است

سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ | 16:30 | سینا رحمتی |

خداوند به حضرت عیسی علیه السلام وحی فرمود:

ای عیسی(ع)، مرا مانند غریقی دعا کن که پناه و نجاتی را ندارد(چون غریق در آن حال،از صمیم قلب به خداوند متوجه میشود).

 

ای عیسی(ع)، قلبت را در مقابل من ذلیل کن و در تنهایی ذکر مرا زیاد بگو، بدان که شادی من در این است که تو خود را در مقابل من بسیار حقیر بدانی و همیشه مرا با صدای محزون صدا کنی.

 

ای عیسی(ع)، با فتنه جویان و افسادگران همنشین مشو.

 

ای عیسی(ع)، ذکر مرا با زبانت زنده نگه دار تا قلبا" دوستدار من باشی.

 

ای عیسی(ع)، به بلاها صبر کن و به قضای من راضی شو.طوری باش که من خوشحال می شوم،زیرا مسرت من بر این است که مردم به من اطاعت کنند نه معصیت.

 

ای عیسی(ع)، هنگامی که مردمان غافل و نادان  می خندند، تو با میله ی حزن و اندوه به چشمت سرمه بکش(یعنی همیشه بواسطه فکر آخرت محزون و غمناک باش).

 

ای عیسی(ع)، تو در برابر ما مسئول هستی،پس با ضعفا همان طور رحم کن که من به تو رحم می کنم و با یتیمان تندی و قهر مکن.

 

ای عیسی(ع)، انسان ها در روی زمین زیاد هستند ولی تعداد صبر کنندگان کم است. درختان زیادند ولی درختان پاکیزه و خوب کم اند.پس خوبیِ درخت،قبل از اینکه میوه او را بچشی نباید تو را مغرور کند.

 

ای عیسی(ع)، همنشین بد تو را بد کند و هرکس به تو نزدیکتر می شود او را تعلیم بده و برای خود از مومنان برادر اختیار کن.

 

ای عیسی(ع)، از من هراسان باش و به من راغب باش و قلبت را به وسیله ی ترس از من بمیران(یعنی به واسطه ترس از من، قلبت را طوری کن که به دنبال خواسته هایش نرود).

 

ای عیسی(ع)، در جاهای خلوت به حال خودت گریه کن و نَفست را به وقت های نماز منتقل کن(یعنی به آن تلقین کن که وقت نماز را فراموش نکند.)

 

این وبلاگ داری مطالب زیادی است برای مطالعه به منوهای راست و یا چپ مراجعه کنید...
موضوعات مرتبط: حکایات وداستان های حضرت عیسی(ع)
برچسب‌ها: پندو اندرزهای خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , نصیحت های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , سخنان خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , وحی های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , داستان های حضرت عیسی علیه السلام

شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ | 18:50 | سینا رحمتی |
مطالب قدیمی تر