X
تبلیغات

اللهم عجل الولیک الفرج 

داستان و حکایات ناب و سخن بزرگان و حدیث
صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل آیت الله سید محمد صادق روحانی آیت الله خامنه ای آیت الله سید صادق شیرازی خورشید شیعه
حمایت می کنیم

 

خورشید شیعه

 

آیت الله مکارم شیرازی

آیت الله صافی گلپایگانی

امکانات وب

 

 

خداوند متعال در حدیثی قدسی فرمودند:

 **بعضی از بنده های مومن من کسانی هستند که اگر ثروتمند نباشند امور دینشان اصلاح نمی شود و باید آنها وسعت رزق و سلامتی داشته باشند.

پس من آنها را به واسطه ی ثروت،رفاه و سلامتی دادن آزمایش می کنم تا امور دینشان اصلاح بشود.

**و بعضی از بندگان مومن من کسانی هستند که امور دینی آنها فقط در فقر و مسکنت و بیماری اصلاح می شود.

پس من آنها را به واسطه فقز و مسکنت و بیماری، امور دینشان را اصلاح می کنم و من به وضع بندگانم عالم هستم و می دانم که امور دین آنها از چه طریق باید اصلاح شود و همان راه را برایشان باز می کنم.

**و بعضی از بندگان مومن من کسانی هستند که در عبادت من بیش از حد تلاش می کنند و شبها از رختخوابِ راحتشان بیرون می آیند و به من عبادت می کنند.ولی من یک شب و یا دو شب آنها را وادار به خواب می نمایم که شب نتوانند بلند شوند و عبادت کنند و این عمل من، عنایت من نسبت به آنها می باشد.

وقتی که صبح از خواب بیدار می شوند ناراحت می گردند و تاسف می خورند که چرا  دیشب برای عبادت بیدار نشدند؟

بلی، اگر من میان او و عبادتش حایل نشوم، عُجب در عبادت او را فرا می گیرد و همان عُجب باعث می گردد در همه اعمال خود مرتکب فتنه و فساد بشود و از خودش راضی باشد و گمان کند که؛ بر همه عبادت کنندگان برتری دارد و در عبادت از حد قصور تجاوز کرده و همین افکار و اندیشه ها او را از من دور می کند.

ولی او همیشه گمان می کند که با آن عبادت ها به من نزدیکتر می گردد.

منبع: کلیات احادیث قدسی

 

نتیجه گیری: عبادات خالصانه و اطمینان واقعی به خداوند داشته باشیم...

 

احادیث پند آموز:

حضرت زهرا(سلام الله علیها): کسی که عبادت های خالصانه ی خود را به سوی خدا فرستد، خداوند بزرگ،برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد. بحارالانوار ج70 ص249

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داده،و نماز را برای پاک شدن شما از تکبر. مسند فاطمة الزهرا ص 223

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): پروردگارا! ما را از کسانی قرار بده که در عمل نسبت به تو اخلاص ورزیده و در تمامی مخلوقاتت تو را دوست دارند. نهج احیاه/محمد دشتی

 

حضرت زهرا(سلام الله علیها): پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریه های حسن و حسین در فراق من، از تو می خواهم که گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی. نهج احیاه/محمد دشتی.

 

این وبلاگ دارای مطالب بسیاری است برای دیدن مطالب بیشتر به قسمت راست یا چپ وبلاگ بخش موضوعات مطالب مراجعه کنید.


برچسب‌ها: احادیث قدسی در مورد مردم, ایمان های مختلف مردم
[ پنجشنبه هفتم فروردین 1393 ] [ 17:9 ] [ سینا رحمتی ]
امام صادق علیه السلام فرمودند:

هر ظلمی که در اسلام اتفاق افتاده و یا در آینده تا روز قیامت اتفاق افتد و هر خونی که تا روز قیامت به حرام بر زمین بریزد و هر عمل منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد همانا وزر و وبال آن به گردن آن دو (عمر و ابابکر) و پیروان آن دو نوشته خواهد شد. (مجمع النورین ص124)



امام سجاد علیه السلام فرمودند:

هر دو (ابابکر وعمر) کافرند و هر کس نیز آن دو رادوست بدارد کافر است. (بحارالانوار ج69ص128)

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 23:52 ] [ سینا رحمتی ]

مرجع عالیقدر شیعیان جهان حضرت آیت الله سید محمد صادق روحانی

آيت اللَّه سيد محمد صادق حسينى روحانى مدظله ‏العالى:  "مردى از تبار مرزبانان دين".

 

**معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو توان علمى را از حوزه‏ مى‏گيرد.**


** هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد**


**آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.**


**آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه:  

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام. **


**رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایى كتاب عظيم فقه الصادق را مى‏ ستايد. **سید محمد صادق روحانی

ولادت

فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت وزعامت حوزه‏هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالتخواهى، مجاهد و مبارزه خستگى‏ ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبداللَّه الحسين(ع) محرم الحرام - سال 1345 هـ ق، 1305 هـ.ش، تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى - قم -  در خاندانى ‏حسينى تبار، با پيشينه‏اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.

 

پدر گرامی ایشان

مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا محمود روحانى)) از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است. كه در سال 1307 (هـ.ق) در قم بدنيا آمد.

در سال 1330(هـ.ق) وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آيات ‏عظام:

 سيد ابوالحسن اصفهانى(ره)

 ميرزاى نائينى(ره)

 بهره‏ ها برد، مدتى ‏در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت اللَّه حاج آقا حسين‏ طباطبايى قمى(ره) بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمرديهاى ايشان، حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ‏ عبدالكريم حايرى(ره) به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند.

پدر ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت اللَّه حايرى بودند.

 

تحصيلات

 آيت اللَّه دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادربزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميهِ كهنِ نجف‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!!

 به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يكسال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت اللَّه العظمى خويى  در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند.

 ورود  يك نوجوان11 ساله  به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه و بزرگسال حوزه علميهِ كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.

آيت اللَّه زاده ميلانى نقل مى‏كند كه: آيت اللَّه خويى به پدرم آيت اللَّه ميلانى فرمودند: افتخار مى‏كنم به حوزه‏اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏ در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى‏خواند و مطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى‏فهمد و تحليل مى‏كند.

  **علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى‏ دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات  مرحوم شيخ انصارى  است كه در حوزه ‏هاى علميه تدريس مى ‏شود و يكى از كتابهاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن‏ نياز به شاگردان با كفايت و پر استعداد دارد**.

 

اساتيد

   معظم ‏له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع و بزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخارمى‏كند، شركت مى‏كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از:

آيت اللَّه حاج شيخ كاظم شيرازى(قدس سره) (1290-1367) -1

آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به‏كمپانی(1361)-2

  (آيت اللَّه  آقاى حاج شيخ محمد على كاظمينى(قدس سره-3

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره) 1365 -1284-4

(آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين(قدس سر-5

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى(قدس سره) 1413-1317-6

(1292 - 1380) آيت اللَّه آقاى سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى (قدس سره) -

 

آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى از وجود تماى اساتيد نام ‏آور خود استفاده نمودند وخود را هميشه مديون محبتها و الطاف خالصانه آن بزرگواران (رضوان اللَّه ‏تعالى عليهم) مي ‏دانند.

اما در اين ميان نقش آيت اللَّه خويى برجسته ‏تر و قابل ‏توجه ‏تر است.

پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى  آيت اللَّه خويى مي ‏باشد.

 هوش، پشتكار و استعداد معظم له، ايشان را مورد علاقه و توجه ‏خاص اساتيد و مراجع، بخصوص مورد عنايت خاصه آيت اللَّه خويى قرارداده بود. آيت اللَّه خويى(ره) در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب‏ علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد ؛ يك فقيه بي ‏نظير بودند كه دراغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد و صاحب نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.


در دروس عمومى آيت اللَّه خويى صدها طلبه شركت مي ‏كردند كه امتياز آيت اللَّه خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش وبسيار موفق بود و سعى فراوان مى‏كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجادارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند.

با ورود  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت در دروس آيت اللَّه خويى؛ حوزه علميهِ كهنِ نجف اشرف شاهد حضور يك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره‏اش نشان از مقام آيت اللهى‏ مى‏داد.

اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس‏مختلف را نوشته و آنها را در منزل پاكنويس كند. با دوستان همدوره‏تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس‏هاى فردا را هم انجام دهد.

 اين مطالعات سنگين آن هم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه‏روز 16 ساعت وقت ايشان را مى‏گرفت.

 علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى‏شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز باخودشان بود.

 معظم‏له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع‏بسيار سخت و طاقت فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با‏قرض گرفتن از مغازه داران محل سپرى مى‏شد.

و اين بزرگترين رمز و سرمايه‏گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.

 

   تدريس

معظم له تدريس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى‏در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على علیه السلام در نجف اشرف آغازكردند.

 تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال وميانسال، براى همگان حيرت آور و قابل تقدير بود.

آیت الله سید محمد صادق روحانی پس از مدت کوتاهی که در دروس آیت الله خویی شرکت کردند،با تقریر اصول فقه استاد؛ آنان را برای عده ای از طلاب و علاقه مندان دروس حوزوی تدریس می کردند.

دیری نپائید که چونان خورشیدی در نجف اشرف درخشیدند و به سان درختی پربرگ و بار،بر آمدند و در سایه شان خیل مشتاقان را آرامش بخشیدند.

به همين دليل بود كه ارتباط  آيت اللَّه خويى روز به روز با معظم‏له بيشترمى‏شد.

با اينكه اغلب آيت اللَّه خويى در جلسه تدريسشان به كسى‏ اجازه طرح اشكال نمى‏دادند ولی به آيت اللَّه روحانى در ميان عده ايى ازشاگردان مى‏فرمودند:

«چرا شما در مباحثه ها اشکال نمی کنید؟ از شما مى‏خواهم‏ اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى‏رسد را مطرح كنيد.»

 «و اين نشان از نبوغ‏فكرى و شايستگى ويژه  آيت اللَّه روحانى دارد»

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه:

 زيادى از شبهاى‏تعطيلى آن مرجع فقيد (آیت الله خویی)به حجره  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  مى‏آمدند وساعتهاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و در انتها معظم له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏كردند.

آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.

 (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت اللَّه  خويى مى‏باشد درسايت اينترنتی آيت اللَّه‏ روحانى و در كتابهاى زندگينامه كه به زبان‏عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده است، معظم‏له به تأييد ومكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد  نائل آمدند، موجود است.)

ايشان در اواخر سال 1329 (هـ. ش) وارد قم شدند،و در اوايل سال 1330(هـ. ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت ‏معصومه (س) پرداختند.

ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى‏گويند. به دليل وسعت‏احاطه‏شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى‏كنند. درس‏ايشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات‏خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى‏پردازند.

 درجلسات تدريسشان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد وپيروى كوركورانه از بزرگان مى‏پردازند،

 زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه‏مى‏گيرد.

 از اين رو معظم له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات‏ آنها نقادانه برخورد مى‏كنند. نظريات جديد و نو، ابتكار در مبانى، خروج از آراء پيشينيان و ژرف نگرى در تدريس ايشان موج مى‏زند.

هر چند ايشان به عنوان يك مرجع و فقيه نو انديش  شهرت دارند اما هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد.

 

 تأليفات

ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى واسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست‏به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مى ‏زنند.

 كتابى ماندگار كه بزرگان واساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم وتمجيد در برابرش فرو مى‏ آورند.

 آيت اللَّه بروجردى(ره) دوبار كتاب فقه الصادق را همراه ‏خود به جلسه تدريس‏شان مى‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن ‏استناد مى ‏كنند.

 

آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام.

رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایی كتاب عظيم فقه الصادق را می ‏ستايد.

 

**اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع‏ تدريس فقه و اصول تشيع است.**

 

آیت الله سید محمد صادق روحانی دارای کتاب های ارزشمند و بزرگ دیگری هم است که این وب قادر به وصف آنها نیست برای دیدن کتاب های دیگر این عالم بزرگوار شیعه به سایت آیت الله سید محمد صادق روحانی مراجعه کنید.


برچسب‌ها: زندگی نامه آیت الله سید محمد صادق روحانی, آیت الله سید محمد صادق روحانی کیست, آیت الله سید محمدصادق روحانی چه کسی است
[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 16:30 ] [ سینا رحمتی ]

خداوند به حضرت عیسی علیه السلام وحی فرمود:

ای عیسی(ع)، مرا مانند غریقی دعا کن که پناه و نجاتی را ندارد(چون غریق در آن حال،از صمیم قلب به خداوند متوجه میشود).

 

ای عیسی(ع)، قلبت را در مقابل من ذلیل کن و در تنهایی ذکر مرا زیاد بگو، بدان که شادی من در این است که تو خود را در مقابل من بسیار حقیر بدانی و همیشه مرا با صدای محزون صدا کنی.

 

ای عیسی(ع)، با فتنه جویان و افسادگران همنشین مشو.

 

ای عیسی(ع)، ذکر مرا با زبانت زنده نگه دار تا قلبا" دوستدار من باشی.

 

ای عیسی(ع)، به بلاها صبر کن و به قضای من راضی شو.طوری باش که من خوشحال می شوم،زیرا مسرت من بر این است که مردم به من اطاعت کنند نه معصیت.

 

ای عیسی(ع)، هنگامی که مردمان غافل و نادان  می خندند، تو با میله ی حزن و اندوه به چشمت سرمه بکش(یعنی همیشه بواسطه فکر آخرت محزون و غمناک باش).

 

ای عیسی(ع)، تو در برابر ما مسئول هستی،پس با ضعفا همان طور رحم کن که من به تو رحم می کنم و با یتیمان تندی و قهر مکن.

 

ای عیسی(ع)، انسان ها در روی زمین زیاد هستند ولی تعداد صبر کنندگان کم است. درختان زیادند ولی درختان پاکیزه و خوب کم اند.پس خوبیِ درخت،قبل از اینکه میوه او را بچشی نباید تو را مغرور کند.

 

ای عیسی(ع)، همنشین بد تو را بد کند و هرکس به تو نزدیکتر می شود او را تعلیم بده و برای خود از مومنان برادر اختیار کن.

 

ای عیسی(ع)، از من هراسان باش و به من راغب باش و قلبت را به وسیله ی ترس از من بمیران(یعنی به واسطه ترس از من، قلبت را طوری کن که به دنبال خواسته هایش نرود).

 

ای عیسی(ع)، در جاهای خلوت به حال خودت گریه کن و نَفست را به وقت های نماز منتقل کن(یعنی به آن تلقین کن که وقت نماز را فراموش نکند.)

 

این وبلاگ داری مطالب زیادی است برای مطالعه به منوهای راست و یا چپ مراجعه کنید...
برچسب‌ها: پندو اندرزهای خداوند به حضرت عیسی علیه السلام, نصیحت های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام, سخنان خداوند به حضرت عیسی علیه السلام, وحی های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام, داستان های حضرت عیسی علیه السلام
[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 18:50 ] [ سینا رحمتی ]

حضرت محمد صلی الله علیه: خداوند عزوجل فرمودند: خوشا به حال دوستان و پیروان حسین(ع)، به خدا که همانها در روز قیامت رستگارانند. بحارالانوار جلد44 صفحه 225

 

حضرت محمد صلی الله علیه: و او (امام حسین) میوه دل من و نور چشمان من است، اما امتم او را خواهند کشت، و آنکه او را پس از وفاتش زیارت کند ،خداوند  ثواب یک حج از حج های من برایش می نویسد. بحارالانوار جلد44 صفحه 260

 

امام علی علیه السلام: او با لب تشنه در صحرای کربلا شهید خواهد شد، تا آنکه اسبش نیز زمزمه می کند: فریاد، فریاد از امتی که پسر دختر پیامبرش را می کشد. بحارالانوار جلد 44 صفحه 266

 

امام زمان علیه السلام: آنکه می پندارد حسین کشه نشد، در کفر و دروغ و گمراهی است. بحارالانوار ج 44 ص271

 

امام سجاد علیه السلام: آنکه قطره اشکی بیفشاند و یا برای ما بگرید خداوند غرفه ای در بهشت به او خواهد داد. بحارالانوار ج44 ص 279

 

امام صادق علیه السلام: هر گریه و زاری مکروه است، مگر گریه و زاری برای امام حسین(ع). بحارالانوار ج44 ص 280

 

امیرالمومنین به امام حسین نگریست و فرمود: ای گریه برای هر مومن. بحارالانوار ج44 ص280

 

امام صادق علیه السلام: حسین علیه السلام نزد پروردگارش به زائران می نگرد، آنان را به نام خود و پدرانش و منزلت ایشان و درجاتشان، بهتر از خودشان، می شناسد. بحارالانوار ج 44 ص280

 

امام صادق علیه السلام: امام حسین کسی را که برایش گریه کند می بیند و برای او طلب مغفرت می کند و می فرماید اگر زائر من پاداش خود را در نزد پروردگار بداند حتما فرض زیارت را بیشتر از بی تابی کردن پی می گرفت. بحارالانوار ج44 ص 281

 

 

امام سجاد علیه السلام: هر مومنی که چشمش برای شهادت حسین بن علی علیه السلام گریان شود(تا اندازه ای کم) بر گونه اش بریزد خداوند او را در غرفه هایی از بهشت ساکن می گرداند. بحارالانوار 44 ص281

 

امام صادق علیه السلام: روز امام حسین علیه السلام دلهای ما را مجروح کرد ،اشکهایمان را روان نمود، عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و تا روز قیامت ما را دچار رنج و مصیبت کرد. بحارالانوار ج44 ص 284

 

امام رضا علیه السلام: برای کسی چون حسین علیه السلام باید گریه کنندگان گریه کنند زیرا گریه برای امام حسین علیه السلام گناهان را میریزد. بحارالانوار ج 44 ص284

 

امام رضا علیه السلام: آنکه روز عاشورا را روز غم و اندوه و گریه خود بداند، خداوند روز قیامت را روز شادمانی و نشاط او قرارخواهد داد. بحارالانوار ج44 ص 284

 

امام حسین علیه السلام: من کشته اشکهایم، مومنی که مرا به یاد آورد گریان خواهد شد. بحارالانوار ج 44 ص 284

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: ای فاطمه هر چشمی در روز قیامت اشکبار است مگر چشمی که بر رنجهای حسین گریسته باشد. بحارالانوار ج 44 ص 293

 

امام صادق علیه السلام: پرده ها از پیش چشمان{یاران امام حسین علیه السلام} کنار رفت و آنان جایگاه های خود را در بهشت دیدند. علل الشرایع ج 1 ص 218

 

امام صادق علیه السلام:  هر شهیدی دوست دارد با امام حسین علیه السلام در بهشت در آید.جامع الزیارات ص111

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: قاتل حسین (ع) در تابوتی از آتش است و نیمی از عذاب اهل دنیا را تحمل می کند. بحارالانوار ج 44 ص 300

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: امام حسین را بدترینِ امت می کشد. بحارالانوار ج 44 ص 300

 

امام صادق علیه السلام: {هرگاه امام حسین علیه السلام را یاد می کنی} بگو: صَلَّی اللُهُ عَلیکَ یا اباعبدالله،  سه بار تکرار فرمودند. بحارالانوار ج 44 ص 301

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: جایگاهی در جهنم است که هیچکس سزاوار آن نیست مگر با کشتن امام حسین و حضرت یحیی علیه السلام. تحف العقول: ص 246

 

امام صادق علیه السلام: بنده ای که آب بنوشد و آنگاه یاد امام حسین علیه السلام کند و بر قاتل او نفرین فرستد، خداوند صد هزار حسنه برایش می نویسد. بحارالانوار ج 44 ص 303

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: درود خدا بر آنان که از سر رحمت و شفقت بر حسین علیه السلام می گریند و از سر خشم و نفرت بر دشمنان او نفرین می کنند. بحارالانوار ج 78 ص122

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: بدانید آنان که راضی به کشتن حسین علیه السلام باشند در قتل او شریکند. بحارالانوار ج 44 ص 304

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: بدانید کشندگان{امام حسین علیه السلام} و یاران و پیروان و همراهان آنان از دین خدا دورند. بحارالانوار ج 44 ص304

 

امام باقر و امام صادق علیه السلام: خداوند تعالی در ازای شهادت امام حسین علیه السلام امامت را در فرزندان او، شفا را در تربتش و پذیرش را در دعای کنار قبرش قرار داد. بحارالانوار ج 78 ص 118

 

امام صادق علیه السلام: خداوند تعالی امام حسین(ع) را به پیامبر ملحق کرد، او در مقام و منزلت در کنار پیامبر است. بحارالانوار ج44 ص221

 

امام صادق علیه السلام: {در مورد آنکه حسین علیه السلام  را با شناخت حقش زیارت کند} برای همیشه در رحمت الهی غوطه ور خواهد شد اگرچه شقی باشد.کامل الزیارات ص 164

 

امام صادق علیه السلام: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفای هر بیماری و آن داروی بزرگ است. بحارالانوار ج18 ص 123

 

امام صادق علیه السلام: سجده بر خاک امام حسین علیه اسلام حجابهای هفت گانه را می درد.بحارالانوار ج 14 ص153

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسن و حسین (ع) بهترین مردمان زمینند، پس از من و پدر و مادرشان که برترین  زن زمینی است. بحارالانوار ج 5 ص 19

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: هرکس حسن و حسین(ع) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس آنان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. امالی الطوسی: ص 446

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسن و حسین علیه السلام سرور جوانان اهل بهشتند.کنزالاعمال: 37682

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: خداوند به حسن (ع) سروری بخشید و به حسین(ع) بخشش و شفقت. بحارالانوار ج 8 ص 263

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسین از من است و من از حسین. بحار الانوار جلد 1 صفحه 261

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: خداوند کسی که حسین را دوست داشته باشد دوست دارد. الارشاد صفحه 233

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام فرمود: چهار تن نخستین وارد شدگان به بهشت هستند، من و تو و حسن و حسین.المعجم الکبیر 1/319/950

 

امام سجاد علیه السلام: فرزند رسول خدا(امام حسین علیه السلام)گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد.منتهی الآمال جلد 1 صفحه 325


برچسب‌ها: ثواب گریه برای امام حسین, فضیلت گریه برای امام حسین, احادیث در مورد فضیلت امام حسین علیه السلام, حدیث در مورد ثواب فضیلت امام حسین و عاشورا, حدیث در مورد دوست داشتن امام حسین
[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 3:10 ] [ سینا رحمتی ]

آيا قرآن اشاره‌اي به حرمت ريش تراشيدن كرده است؟

جواب: آري. در چند آيه از قرآن مي‌رساند كه تراشيدن ريش حرام است.

«و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن» بقره / 124

در كتاب گرانسنگ و ارزشمند وسايل الشيعه از تفسير علي بن ابراهيم قمي (ره) در ذيل آيه‌ي شريفه از حضرت امام صادق عليْه السلام نقل شده است كه فرمودند:

وقتي خداوند حضرت ابراهيم عليْه السلام را خوب مورد امتحان قرار داد به اين كه فرزندش اسماعيل را ذبح كند، حضرت ابراهيم عليْه السلام پس از بيدار شدن تصميم بر ذبح فرزند خويش گرفت «پروردگار هم به جهت پاداش به حضرت ابراهيم عليْه السلام فرمود:

ما تو را امام بر مردم قرار داديم و سپس ((حنيفيت)) يعني پاكيزگي كه ده چيز پاك است را بر او نازل كرد،

 حضرت هم آنها را با خود آورد كه تاكنون نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نخواهد شد؛

 كه پنج چيز آن راجع به سر است  و عبارت است از:

1 - گرفتن شارب (سبيل)

2 - ريش گذاشتن

3 - تراشيدن موي سر

4 - مسواك كردن

5 - خلال نمودن.

و پنج چيز ديگر آن مربوط به بدن است كه عبارتند از:

1 - تراشيدن موهاي زايد بدن

 2 - ختنه كردن

3 - ناخن گرفتن

4 - غسل جنابت

5 - طهارت با آب. (وسائل الشيعه/ ج 1/ ص 423.)

 

تا اينجا معلوم شد كه بنا به فرموده‌ي حضرت امام صادق عليْه السلام يكي از احكام دهگانه‌ي آيين ابراهيمي ريش گذاشتن است كه خداوند بر حضرت ابراهيم عليْه السلام نازل فرموده است.

خداوند تبارك و تعالي در سوره نحل مي‌فرمايد:

اتبع مله ابراهيم حنيفا.  نحل / 123

ترجمه: (اي رسول ما از آيين حنيف و پاك حضرت ابراهيم عليْه السلام تبعيت كن).

و معلوم شد يكي از احكام اين آيين ابراهيمي گذاشتن ريش است.

 

آيا تنها پيامبر اسلام صلي الله عليْه و آله و سلم مامور به پيروي از آيين ابراهيمي مي‌باشند؟

 خير زيرا خداوند در سوره آل عمران فرموده:

«قل صدق الله فاتبعوا مله ابراهيم حنيفا»  آل عمران / 95

اي پيامبر به امت خود بگو، راست گفت خدا: از آيين پاك ابراهيم عليْه السلام پيروي كنند.

«و ما اتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا».

ترجمه: آنچه را پيغمبر براي شما آورده (از حكم) آن را بگيريد و از آنچه شما را نهي فرموده است خود داري كنيد).

و ما روايات زيادي از پيامبر اكرم صلي الله عليْه و آله و سلم داريم پيرامون نهي از تراشيدن نهي و امر نمودن به گذاشتن ريش.

«و لا تلقوا بايد يكم الي التهلكه». بقره / 195

ترجمه: (و خودتان را به دست خودتان به هلاكت نيندازيد).

چون تراشيدن ريش داراي امراضيست لذا قرآن هم اشاره دارد كه نبايد كسي خود را به هلاكت بيندازد، آن هم بدست خود و امراض آن.

پس با توجه به پنج آيه‌ي فوق و فرمايش امام صادق عليْه السلام روشن شد كه بنا به آيات قرآن، هم پيامبر صلي الله عليْه و آله و سلم و هم امت ايشان مامورند به ريش گذاشتن.

 

چرا عده‌اي از ريش گذاشتن فرار مي‌كنند؟

*عده‌اي براي اطاعت نمودن از همسر خود اين فعل را انجام مي‌دهند،

*عده‌اي هم به خاطر غفلت از زيانهاي بهداشتي آن،

 *عده‌اي هم زيبايي چهره‌ي خود را نداشتن مو در صورت مي‌دانند،

 *عده‌اي هم تمدن را به تراشيدن ريش مي‌دانند

 *عده‌اي هم براي فرار از ريش گذاشتن مي‌گويند:

انسان باید كارهاي ديگرش را درست كند. در حالي كه اين حرف هم درست نيست، زيرا اسلام مجموعه‌اي از دستورات حيات بخش است كه بايد واجبات آن را عمل كرد و محرماتش را ترك كرد، اگر ريش تراشي حرام شد، بايد انجام نداد و اين توجيهات پذيرفته نيست.

 

*عده‌اي به خاطر نداشتن آگاهي و برخور دار نبودن از ايمان قوي و از همه بيشتر به خاطر مسخره شدن مقدسات مثل حجاب و ريش و … توسط انسانهاي جاهل سعي مي‌كنند به خاطر در امان ماندن از حملات و طعن آنها ريش خود را بزنند و براي تراشيدن ريشِ خود بهانه‌هايي بياورند. لذا اين افراد گاهي مي‌گويند كه ما به خاطر رعايت بهداشت صورت خود را مي‌تراشيم در حالي كه مي‌توان ريش داشت و بهداشت را هم رعايت كرد و اگر واقعا مساله بهداشت مطرح است، چرا موهاي سرشان را نمي‌زنند.

و گاهي هم مي‌گويند:

مساله ريش گذاشتن مربوط به صدر اسلام مي‌باشد به خاطر اين كه عربستان منطقه گرم و سوزاني بوده، اسلام براي حفظ پوست صورت دستور گذاشتن ريش را داده، اين توجيه هم بطلانش با آن همه دليل بر ضررهاي تراشيدن ريش روشن است.

 

فواید ریش گذاشتن

به درستي كه طبيب حاذق و مشهور ((ويكتور ژورژ)) عقيده‌اش اينست كه داشتن ريش فوايد بسيار بزرگي دارد که

محافظت مي‌كند از لثه‌ها و يا غده‌هايي كه در لثه‌ها است). در كتاب تراش ريش از نظر بهداشت ص 20 آمده است كه ايشان درباره‌ي فايده‌ي ريش مي‌گويد:

ريش موجب حفظ دندانها و غدد بزاقي خواهد شد.

 

رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم فرموده‌اند:

بر خلاف مشركين باشيد سبيل‌ها را از ته كوتاه كنيد و محاسن را بلند بگذاريد. ميزان الحكمه ج 11 ص 5305 ح 18142 و صحيح مسلم ج 1 ص 221 باب 16

 

مانع وبا و دورکننده غم

همچنین امام صادق(علیه السلام) در ادامه همان روایت فرمودند: فإنّه یذهَبُ بالهَمِّ و الوَبا؛ شانه کردن موی سر و ریش غم و غصه و وبا را از بین می برد. بیماری مهلکی چون وبا و نیز غم و اندوه و افسردگی که از جمله بیماری های روحی است با شانه زدن موی سر و ریش می تواند دور شود.

 

 باورتان می شود شانه زدن ریش این همه فایده داشته باشد؟! دورکننده بیماری های جسمی و روحی!

 

جلوگیری از درد دندان

امام صادق(علیه السلام) در روایتی دیگر فرمودند: مُشطُ اللَّحیةِ یَشُدُّ الأخراسِ؛ شانه کردن ریش، دندان ها را محکم می سازد.

 

دورکننده فقر و درد

امام صادق(علیه السلام) همچنین فرموده اند: المَشطُ یَنفی الفقرَ و یَذهَبُ بالدّاء؛ شانه کردن موی سر و ریش سبب از بین رفتن فقر و درد می گردد.

شاید براساس این روایت شریف بتوان گفت در روزگار ما سبب زیاد شدن فقر و درد یکی هم همین باشد که مردان این عصر ریش ندارند که بخواهند آن را شانه بزنند و از فقر و درد دور بمانند!! والله اعلم!

منشأ برکت

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) از دیگر فواید ریش داشتن و شانه زدن آن را افزایش رزق و روزی و برکت در زندگی دانسته اند و فرمودند: … و انَّه یَزیدُ فی الرّزق؛ شانه زدن ریش ها  رزق و روزی را زیاد می گرداند.

 

بی ریش ها از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیستند!

از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمودند: حَفّوا الشَوارِبَ و اعفُوا اللُحی و لاتَشَبَّهوا بالیهود؛ سبیل هایتان را کوتاه نمایید و محاسن و ریش های خود را بلند کنید و خود را شبیه یهودیان نکنید!

 

همچنین آن حضرت فرمودند: إنّ المَجوسَ جَزّوا لُحاهُم و وَفّرُوا شَوارِبَهُم و إنّا نحنُ بَخِرُّ الشَّوارِبَ و نَعفی اللُحی و هی الفطرةُ؛ مجوسیان ریش های خود را می تراشند و سبیل ها را بلند نگه می دارند ولی ما مسلمین عکس آنها سبیل های خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه می داریم و ریش داشتن و کوتاه کردن سبیل مطابق فطرت انسانی است.

 

و نیز از آن حضرت نقل است که فرمودند: لیس مِنّا مَن تَشَبَّه بِغَیرِنا؛ کسی که خود را شبیه غیرمسلمانان درآورد از ما نیست. همچنین در جای دیگری فرمودند: لیس مِنّا مَن عَمِلَ بِسُنَّةِ غیرِنا؛ مسلمان واقعی نیست کسی که به دستور و آداب و رسوم بیگانه عمل نماید.

 

بی ریش ها دشمن خدایند!

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اِنّه اَوحی الله إلی نبیٍّ مِن أنبیائه قل للمؤمنین: لاتلبِسوا لباسَ اَعدائی و لاتطعِموا مَطاعِمَ أعدایی و لاتَسلُکوا مَسالِکَ اَعدائی فتکونوا أعدائی کما هم أعدائی؛ خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان بگو:

 در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید!

 تراشیدن ریش از جمله مصادیقی است که سبب تشبّه انسان به غیرمسلمانان و دشمنان خدا می شود!

 

نتیجه گیری:با این همه فواید مادی و معنوی که ریش داشتن و شانه زدن آن دارد واقعاً حیف است که مردان مسلمان خود را از آن محروم کنند. به علاوه در برخی از روایات از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) توصیه های جدی در داشتن ریش شده است تا جایی که کسی که این عمل را ترک کند از خود ندانسته اند!

از کنار هم قراردادن این روایات معلوم می شود که تراشیدن ریش از جمله کارهایی است که یهودیان و مجوسیان انجام می داده اند و این کار با سنت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) منافات دارد

 

این وبلاگ  دارای مطالب زیادی است برای دیدن مطالب بیشتر به آرشیو مطالب مراجعه کنید


برچسب‌ها: چرا مرد نباید ریش هایش را بتراشد, چرا ریش تراشی حرام است, فواید ریش گذاشتن چیست, احادیث در مورد ریش گذاشتن, حدیث در مورد نتراشیدن ریش
[ چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 ] [ 13:55 ] [ سینا رحمتی ]

1-مجله روشنفكر درباره‌ي يك كنسرت موسيقي مي‌نويسد:
… وقتي دخترها و پسرها آهنگ‌هاي تندرو، رعشه انگيزشان را مترنم مي‌سازند سالن به لرزه مي‌افتد، دختر‌ها جيغ مي‌كشند، به سر و گوش هم مشت مي‌كوبند، غش مي‌كنند، موهاي خود را چنگ چنگ مي‌سازند و پسرها از هوش مي‌روند. همه‌ي اينها در تاثير آهنگ‌هاي موسيقي در آنهاست.
بهشت جوانان ص 356

2- در جريان كنسرت پر شر و شور گروه موزيك (ولينك استونر) مردي از شدت هيجان برهنه شد و با حالت جنون آميز بر سر و كول انبوه خلايق به راه افتاد كه توسط پليس دستگير شد. بهشت جوانان، ص 359

 

3-چندي پيش (براون) خواننده انگليسي ضمن اجرا ي برنامه‌اي در فستيوال موسيقي پاپ تمام لباس‌هايش را از تن بيرون آورد و در برابر جمعيتي بيش از 15000 نفر برنامه اجرا كرد.

ابتدا پيراهنش را در آورد و چون تماشاگران به هيجان آمدند وي هنگام خواندن آواز به كلي لخت و عريان شد و به خواندن و رقصيدن پرداخت. در اين موقع افراد پليس خود را به صحنه رساندند و به خواننده عريان را دستگير كردند.
تاثير موسيقي بر روان و اعصاب نقل از مجله اميد ايران، ش 835، ص 25

 

«… موسيقي از اموريست كه البته هر كسي بر حسب طبع، خوشش مي‌آيد و از اموري است كه انسان را از جديت بيرون مي‌برد و به يك مطلب هزل مي‌كشاند.

بطور مثال يك جوان كه عادت كرده روزي چند ساعت با موسيقي سر و كار داشته باشد و اكثر اوقاتش را صرف موسیقی بكند و پاي موسيقي بنشيند، از مسايل زندگي و از مسايل جدي به طور كلي غافل مي‌شود و عادت مي‌كند، و از کارهای مهمتر مثل درس خواندن و...عقب می ماند»

همان طور كه به مواد مخدر عادت مي‌كند ديگر نمي‌تواند يك انسان جدي باشد كه بتواند در مسايل سياسي فكر بكند، موسیقی فكر انسان را طوري بار مي‌آورد كه ديگر انسان نتواند در غير همان محيط ِمربوط ِبه موسيقي فكر بكند»

«… نبايد دستگاه تلويزيون طوري باشد كه 10 ساعت موسيقي بخواند و جوان‌هايي كه نيرومند هستند از نيرومندي آنها كاسته شود و به حالت خمار و خلسه آور تبديل شوند، مثل همان ترياك، موسيقي با ترياك فرقي ندارد.»

***اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، موسيقي را حذف كنید و نترسيد از اين كه به شما بگويند كهنه پرست شده‌ايد، باشد ما كهنه پرستيم، همه‌ي اين كلمات نقشه است براي اينكه شما را از كار جدي عقب بزنند.***

 

 برای دیدن مطالب بیشتر به آرشیو مطالب مراجعه کنید


برچسب‌ها: عواقب موسیقی بر اعصاب و روان, چرا موسیقی حرام است, چرا نباید موسیقی گوش بدهیم, موسیقی و غنا, حدیث در مور موسیقی
[ جمعه هجدهم مرداد 1392 ] [ 20:0 ] [ سینا رحمتی ]

امام صادق عليْه السلام فرمود:
خانه‌اي كه در آن غنا(موسیقی) باشد از مرگ و مصيبت دردناك ايمن نيست و دعا در آن به اجابت نمي‌رسد و فرشتگان وارد آن نمي‌شوند

 

امام صادق عليْه السلام فرمود:
نواختن موسيقي (مثل تار و گیتار،ارگ و …) نفاق را در دل مي‌روياند همان طوري كه آب سبزه را مي‌روياند.
كافي ج 6 ص 434

 

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله:خداوند مرا براي هدايت و رحمت جهانيان مبعوث نمود و به من دستور داده تا آلات غناء و موسيقي و بت ها و آداب و رسوم جاهليت را از بين ببرم

 

 

حضرت محمد صلي الله عليْه و آله و سلم فرمود:فرشتگان به خانه‌اي كه شراب و وسايل موسيقي و قمار (مثل دايره، طنبور، نرد) در آن باشد وارد نمي‌شوند و دعاي اهل خانه مستجاب نمي‌گردد، خير و بركت هم از آنجا مي‌رود. مستدرك الوسايل ج 13 ص 218،

 

امام صادق عليْه السلام فرمود:
كسي را كه خداوند سبحان نعمتي به او عطا كند و او در اثر نعمت به وسايل آواز خواني و موسيقي رو كند، با اين عملش ناسپاسي حق تعالي را مرتكب شده و همچنين كسي كه مصيبتي ( براي امتحان و …) به او برسد و آه و ناله كند او هم كفران نعمت نموده است.
كافي ج 6 ص 432،

 

 


برچسب‌ها: آیا موسیقی حرام است, گناه موسیقی, آیا موسیقی گناه دارد, موسیقی و گناه, احادیث موسیقی و حدیث حرام بودن موسیقی
[ جمعه هجدهم مرداد 1392 ] [ 19:42 ] [ سینا رحمتی ]

یوسف شافعی از ثوبان نقل کرده است:

پیامبر خدا فرمود: هرگاه دیدید که پرچم های سیاه از سمت خراسان می آید، به سمت آن روید؛ گرچه با دست و پا بر روی یخ باشد، زیرا خلیفه ی خدا مهدی به همراه آنان است. منبع:عقدالدرر ص 125.

 

نعمانی از عبدالله سنان نقل کرده است:

حضرت صادق علیه السلام فرمود: فریاد آسمانی از علامت های حتمی است و خروج سفیانی و خروج یمانی و کشته شدن انسان پاک نهاد، وکف دستی که در آسمان ظاهر میشود،وقوع همه ی این ها حتمی است. ونیز نگرانی وحشتناکی در ماه رمضان که خوابیدگان را بیدار و بیداران را به وحشت انداخته و دختران پرده نشین را از سراپرده بیرون می کشد. منبع: معجم البلدان-ج 1-ح11

 

نعمانی از محمد بن مسلم نقل کرده است:

حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: ظهور سفیانی و امام قائم در یک سال اتفاق می افتد. منبع: معجم البلدان-ج 1-ص267-ح36

 

ابوالجارد نقل کرده است:

حضرت باقر علیه السلام فرمود: یاران قائم سیصدوسیزده نفر از عجم ها هستند،بعضی از آنان که با نام و نشان و نام پدر و مادر و نسبت خانوادگی و دیگر ویژگی ها شناخته شده اند، روزانه بر فراز ابرها خود را به حضرت می رسانند و برخی دیگر که در رختخواب خود هستند نابهنگام خود را در مکه بر سر وعده می بینند. منبع:الغیبة ص315.ح8

 

شیخ طوسی از موسی ابار نقل کرده است:

حضرت صادق علیه السلام فرمود: از عرب ها پروا داشته باشید؛ زیرا خبر ناگواری در انتظار آنان است به ویژه آن که حتی یک نفر از آنان در رکاب قائم علیه السلام نیست. منبع: الغبیة ص476.ح500.

 

طبری امامی از سیف بن عمیره نقل کرده است:

حضرت امام باقر علیه السلام به من فرمود: هنگامی که قائم قیام میکند مومن در قبر خود مخیّر می شود و به او گفته می شود:«سرور شما ظهور کرده است.اگر دوست داری در رکاب او باشی پس برو و اگر می خواهی در سایه کرامت الهی بمانی،پس بمان.»منبع: دلائل الامامه 479-ح471

 

نعمانی از ابو بصیر نقل کرده است:

حضرت باقر علیه السلام فرمود: امام قائم به همراه سیصدوسیزده نفر-به تعداد افرادی که در جنگ بدر بودند- از گردنه ذی طوی(در حال حاضر در داخل شهر مکه)فرود می آید و می آید تا برحجرالاسود تکیه میکند و پرچم پیروزی را به اهتزاز در می آورد.منبع:الغیبة ص315-ح9.

 

نعمانی از معمّربن خلاد نقل کرده است:

روزی در محضر امام رضا علیه السلام صحبت از قائم شد،حضرت رضا فرمود: امروزِ شما آسوده خاطر تر از زمان ظهور او هستید. گفتند:چرا؟ فرمود: روزی که قئم ما ظهور کند جز خون و عرق ریزی و خوابیدن روی زین نخواهد بود.لباسش خشن و نانش خشک و بدمزه است.منبع:الغیبة ص 285ح5

 

ابن شهر آشوب از مامون  رقی نقل کرده است:

روزی در محضر سرورم امام صادق علیه السلام بودم-سپس داستان ورود سهل خراسانی و امر به داخل شدن در آتش را نقل نموده تا آنجا که می گوید:حضرت صادق فرمود: چند نفر شیعه خالص در در خراسان است که امر مرا برای ورود در آتش اطاعت کند؟گفتم: حتی یک نفر هم نیست.آنگاه حضرت صادق فرمود: ما خود آگاه به زمانیم و تا روزی که-حداقل-پنج نفر همدست و یاور نیابیم قیام نمی کنیم.منبع: مناقب-ج4-ص237

 

برای دیدن موضوعات و مطالب دیگر این وبلاگ به آرشیو سمت راست مراجعه کنید

اللهم صلی علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

 


برچسب‌ها: نشان های ظهور امام زمان علیه السلام, امام مهدی در قرآن و روایات, امام زمان علیه السلام در کتب اهل سنت, چه زمانی مهدی ظهور میکند
[ دوشنبه ششم خرداد 1392 ] [ 22:20 ] [ سینا رحمتی ]
حجر بن عدی****این روز ها اخبار جنایات گروهی مسلمان نما که با پشتیبانی برخی سران مزدور عرب در کشور مسلمان سوریه به جنایات و هتک حرمت مقدسات اسلامی می پردازند، به گوش همگان می رسد و دل هر آزادمردی را می لرزاند. خبر هتک حرمت و نبش قبر جناب حجر بن عدی، صحابه گرامی پیامبر اسلام و یار وفادار امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام، داغ تازه ای بود که این قابیلیان بی دین بر دل داغدیده اهل ایمان و آزادمردان گذاردند، نبش قبر و تخریب قبور از شیوه آل سعود و وهابیت بی دین است.****

حجر بن عدی کیست؟

براستی قلم در برابر عظمت و وفای حجربن عدی، عاجز و نا توان است. او کسی نبود که بزرگی ها و فداکاری های او را بتوان به آسانی ترسیم کرد، مرد وفا بود، شب زنده دار و روزه دار بود او یک مسلمانان راستین بود. از دوران جوانی، دلاوری و شجاعت با سرشت او در هم آمیخته شده و خون حماسه و پیکار در رگ های او جاری بود.

او در نوجوانی همراه برادرش هانی بن عدی به حضور پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و به آیین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر چیزی درک نکرد و پس از زمان اندکی که از مسلمانانی او می گذشت،

 پیامبر از دنیا رفت و در جنگ های زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمی خورد، ولی در فتح شام یکی از سربازان فاتح بود و هم او بود که «مرج عذرا» را فتح کرد و نیز در جنگ قادسیه شرکت داشت. در جریان فتح مدائن او بود که به رود دجله زد و عبور کرد.

او در عین رزم جویی، مرد تقوی و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را «حجر الخیر» می نامیدند، در برابر «حجر شر» که از یاران معاویه بود.

او نسبت به مادرش همواره نیکی می کرد و نماز و روزه فراوان انجام می داد. او هرگز بی وضو نمی ماند و هر وقت وضو می گرفت، نماز می خواند. دعای او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت می رسید.

حجربن عدی مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق می ورزید، او هنگام مرگ ابوذر در ربذه، بر بالین او حاضر شد. حجربن عدی شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگی و پیرو راستین اسلام بود و همه این ها را در وجود امام علی علیه السلام می دید.

 

حجر بن عدی در زمان علی علیه السلام

و در میان یاران حضرت علی علیه السلام نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان علیه السلام در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آن حضرت شمشیر می زد.

 او پیش از شروع جنگ صفین، روزی پشتیبانی خود را از امیر مؤمنان علیه السلام چنین اعلام کرد:

«"ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم، می دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره برداری نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما دارای یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأی آزموده و نیروی پسندیده ای هستیم اینک اختیار ما در دست توست،

 اگر به شرق یا غرب جهان بروی در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهی اطاعت می کنیم. امیر مؤمنان علیه السلام، از این وفاداری خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکی از افتخارات وی مقابله با ضحاک یکی از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.

 

حجر بن عدی در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره ی لشگر امام را بر عهده داشت.

بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام و جریان صلح تحمیلی بر امام حسن علیه السلام حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت علی علیه السلام کردند یکی زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومی و شایستگی و فضیلت حجر بن عدی  آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف می کرد و می گفت نمی خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجربن عدی و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائی می رسد ولی مغیره روز قیامت ذلیل و معذب می گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به خصوص شیعیان کوفه می کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

 


برچسب‌ها: حجر بن عدی, زندگینامه حجر ابن عدی, حجربن عدی کیست, شخصیت حجر بن عدی
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 16:47 ] [ سینا رحمتی ]

بیان حجربن عدی در ستایش علی علیه السلام

حجر بن عدی فردای ضربت خوردن مولای متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من بخاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان، و شیر مرد پاکیزه خوئی است که او را کافری پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهکاری مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسی باد که از شما خاندان دوری کند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است.

خبر شهادت

چشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان علیه السلام به سوی حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: چگونه خواهی بود هنگامی که تو را به تیری از من فرا خوانند و چه خواهی گفت در آن حال که از تو بخواهند پیوند دوستی ات را از من بگسلی؟ حجر بن عدی پاسخ داد:

 به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر خرمنی از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول می کند ولی تیری از تو را نه!

حضرت علی علیه السلام شهادت حجر و یارانش را پیشگویی کردو فرمود: اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود.

زیاد ابن ابیه به حکمرانی منصوب شد

در سال 50 هجری، دست مرگ، طومار عمر «مغیره بن شعبه» را در هم نوردید و معاویه، «زیاد بن ابیه» برادر خوانده بد نام و سفاک خود را که حکمران بصره بود به حکمرانی کوفه نیز منصوب نمود.

اما با چنان اعتراض سختی و مبارزه بی امانی از جانب جهر مواجه شد که بر فراز منبر رفت و چنین گفت اگر نتوانم این قریه ناچیز(کوفه) را از شر تحریکات حجر حفظ کنم مرد نیستم! من بلایی بر سر حجربن عدی بیاورم که برای آیندگان عبرت باشد!

اما با سرسختی حجر بن عدی و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاش های فراوان، از دستگیری وی نا امید شد اما با بی وفایی و خیانت کوفیان، چندی بعد حجر بن عدی مجبور شد در عوض دادن امان نامه از طرف زیاد، خود را تسلیم کند چون هم رزمان حجربن عدی بازداشت و سرکوب شدند.

 زیاد برای اینکه معاویه را به کشتن حجر بن عدی وا دارد شروع به جمع آوری شهادتهای دروغ و طوماری بی اساس بر ضد حجربن عدی و هم رزمانش کرد.

 و سرانجام حجربن عدی و یازده تن از یارانش را به شام حرکت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر بن عدی آزاد و باقی به مرگ محکوم شدند.

دو رکعت نماز عشق

هنگامی که نوبت قتل حجر بن عدی وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر بن عدی به نماز ایستاد و نماز را طول داد.

 پرسیدند :آیا از ترس مرگ نماز را طول دادی؟

حجر بن عدی گفت: به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازی به این کوتاهی نخوانده ام و برای اینکه خیال نکنید من از مرگ می ترسم به این کوتاهی خواندم ،  و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشویید زیرا می خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم!

خبر شهادت جانگداز حجربن عدی دلیر و هم رزمانش بازتاب وسیع داشت. از جمله اعتراض شدید امام حسین علیه السلام به معاویه .

 در این بین عایشه نیز معترض بود و شخصی را نزد معاویه فرستاده بود تا مانع کشتن حجر بن عدی شود اما کار از کار گذشته بود اما عایشه به معاویه گفت: از پیامبر اسلام شنیدم که فرمود: بعد از من هفت نفر کشته می شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان خشمگین خواهند شد و چنین شد.

 چه بسا هنگام مرگ معاویه او دچار کابوس وحشتناکی شده بود و در حالی که به شدت دچار تشنج و درد بود تکرار می کرد: "ای حجر! مؤاخذه و گرفتاری من به خاطر تو طولانی خواهد بود.

تاثیر شهادت حجر بن عدی

شهادت حجر بن عدی تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت: چرا حجر بن عدی و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در «مرج عذراء» جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد.

معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت: «در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.»

گفته اند که حجر مستجاب الدعوه بود.

*به گفته برخی از شاهدان جریان نبش قبر جناب حجر بن عدی جنازه این بزرگ مرد بعد از گذشت بیش از هزار سال هنوز سالم بوده است.

خداوند وهابیت و سلفی ها و در پشت پرده ی آنان آمریکا و اسرائیل را نابود کند و ظهور آقا امام زمان را نزدیک کند صلواتی ختم کنید.


برچسب‌ها: حجر بن عدی کیست, نبش قبر حجر بن عدی, حجر بن عدی یار امام علی علیه السلام
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 15:55 ] [ سینا رحمتی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

 


اندرو متیوس میگه :
همانطور که برخی دانه های گندم کشاورزان را باد با خود می برد
برخی دوستان شما را باید باد ببرد و این طبیعت زندگی است.
از این واقعیت ناراحت نشویم. حتما افرادی بهتر پیدا می شوند که بهتر با شرایط زندگی ما کنار می آیند و
ما را بهتر درک می کنند.وقتی ما تغییر می کنیم، افراد درگیر در زندگی ما (دوستان و آشنایان) نیز تغییر می کنند
============
به وبلاگ صدپند خوش آمدید.

داستان های صد پند

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

 

امکانات وب