|
داستان و حکایات ناب و سخن بزرگان و حدیث بسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ، امر به معروف و نهی از منکر
|
![]()
آیت الله الامام خامنه ای: مردم کسی را برگزینند که زمینه ساز عزت کشور باشد، اختلاف نظر ها نباید موجب کدورت و نفرت شود. [ جمعه دهم خرداد 1392 ] [ 15:33 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
****این روز ها اخبار جنایات گروهی مسلمان نما که با پشتیبانی برخی سران مزدور عرب در کشور مسلمان سوریه به جنایات و هتک حرمت مقدسات اسلامی می پردازند، به گوش همگان می رسد و دل هر آزادمردی را می لرزاند. خبر هتک حرمت و نبش قبر جناب حجر بن عدی، صحابه گرامی پیامبر اسلام و یار وفادار امیر المومنین علی بن ابیطالب علیه السلام، داغ تازه ای بود که این قابیلیان بی دین بر دل داغدیده اهل ایمان و آزادمردان گذاردند، نبش قبر و تخریب قبور از شیوه آل سعود و وهابیت بی دین است.****حجر بن عدی کیست؟براستی قلم در برابر عظمت و وفای حجربن عدی، عاجز و نا توان است. او کسی نبود که بزرگی ها و فداکاری های او را بتوان به آسانی ترسیم کرد، مرد وفا بود، شب زنده دار و روزه دار بود او یک مسلمانان راستین بود. از دوران جوانی، دلاوری و شجاعت با سرشت او در هم آمیخته شده و خون حماسه و پیکار در رگ های او جاری بود. او در نوجوانی همراه برادرش هانی بن عدی به حضور پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله شرفیاب شد و به آیین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر چیزی درک نکرد و پس از زمان اندکی که از مسلمانانی او می گذشت، پیامبر از دنیا رفت و در جنگ های زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمی خورد، ولی در فتح شام یکی از سربازان فاتح بود و هم او بود که «مرج عذرا» را فتح کرد و نیز در جنگ قادسیه شرکت داشت. در جریان فتح مدائن او بود که به رود دجله زد و عبور کرد. او در عین رزم جویی، مرد تقوی و نیایش و معنویت بود و به همین سبب او را «حجر الخیر» می نامیدند، در برابر «حجر شر» که از یاران معاویه بود. او نسبت به مادرش همواره نیکی می کرد و نماز و روزه فراوان انجام می داد. او هرگز بی وضو نمی ماند و هر وقت وضو می گرفت، نماز می خواند. دعای او در پیشگاه، پروردگار به هدف اجابت می رسید. حجربن عدی مرد هدف و عقیده بود، او به مردان حق و فضیلت عشق می ورزید، او هنگام مرگ ابوذر در ربذه، بر بالین او حاضر شد. حجربن عدی شیفته حق و عدالت و تشنه فضیلت و مردانگی و پیرو راستین اسلام بود و همه این ها را در وجود امام علی علیه السلام می دید.
حجر بن عدی در زمان علی علیه السلامو در میان یاران حضرت علی علیه السلام نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان علیه السلام در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آن حضرت شمشیر می زد. او پیش از شروع جنگ صفین، روزی پشتیبانی خود را از امیر مؤمنان علیه السلام چنین اعلام کرد: «"ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم، می دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره برداری نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما دارای یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأی آزموده و نیروی پسندیده ای هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروی در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهی اطاعت می کنیم. امیر مؤمنان علیه السلام، از این وفاداری خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکی از افتخارات وی مقابله با ضحاک یکی از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد."»
حجر بن عدی در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره ی لشگر امام را بر عهده داشت. بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام و جریان صلح تحمیلی بر امام حسن علیه السلام حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت علی علیه السلام کردند یکی زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومی و شایستگی و فضیلت حجر بن عدی آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف می کرد و می گفت نمی خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجربن عدی و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائی می رسد ولی مغیره روز قیامت ذلیل و معذب می گردد. پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به خصوص شیعیان کوفه می کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود. برچسبها: حجر بن عدی, زندگینامه حجر ابن عدی, حجربن عدی کیست [ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 16:47 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
بیان حجربن عدی در ستایش علی علیه السلامحجر بن عدی فردای ضربت خوردن مولای متقیان چنین گفت: تأسف و اندوه من بخاطر سرور پرهیزگاران، پدر پاکان، و شیر مرد پاکیزه خوئی است که او را کافری پست و گمراه، و دور از رحمت خدا و گنهکاری مفسد و سنگدل کشت. لعنت خدا بر کسی باد که از شما خاندان دوری کند، زیرا شما از خاندان پیامبر راهنما و نقطه امید من در روز رستاخیز است. خبر شهادتچشمان نافذ و بصیر امیر مؤمنان علیه السلام به سوی حجر دوخته شد و او را مخاطب ساخته و فرمود: چگونه خواهی بود هنگامی که تو را به تیری از من فرا خوانند و چه خواهی گفت در آن حال که از تو بخواهند پیوند دوستی ات را از من بگسلی؟ حجر بن عدی پاسخ داد: به خدا سوگند، اگر با شمشیر بدنم را پاره پاره کنند و اگر خرمنی از آتش بیفروزند تا مرا در آن بیندازند، تمام اینها را قبول می کند ولی تیری از تو را نه! حضرت علی علیه السلام شهادت حجر و یارانش را پیشگویی کردو فرمود: اهل کوفه! هفت نفر از بهترین مردان شما در عذراء کشته خواهند شد و وضع آنان مانند اصحاب اخدود خواهد بود. زیاد ابن ابیه به حکمرانی منصوب شددر سال 50 هجری، دست مرگ، طومار عمر «مغیره بن شعبه» را در هم نوردید و معاویه، «زیاد بن ابیه» برادر خوانده بد نام و سفاک خود را که حکمران بصره بود به حکمرانی کوفه نیز منصوب نمود. اما با چنان اعتراض سختی و مبارزه بی امانی از جانب جهر مواجه شد که بر فراز منبر رفت و چنین گفت اگر نتوانم این قریه ناچیز(کوفه) را از شر تحریکات حجر حفظ کنم مرد نیستم! من بلایی بر سر حجربن عدی بیاورم که برای آیندگان عبرت باشد! اما با سرسختی حجر بن عدی و یارانش مواجه شد و ناگزیر پس از تلاش های فراوان، از دستگیری وی نا امید شد اما با بی وفایی و خیانت کوفیان، چندی بعد حجر بن عدی مجبور شد در عوض دادن امان نامه از طرف زیاد، خود را تسلیم کند چون هم رزمان حجربن عدی بازداشت و سرکوب شدند. زیاد برای اینکه معاویه را به کشتن حجر بن عدی وا دارد شروع به جمع آوری شهادتهای دروغ و طوماری بی اساس بر ضد حجربن عدی و هم رزمانش کرد. و سرانجام حجربن عدی و یازده تن از یارانش را به شام حرکت داد و در نتیجه هفت تن از همراهان حجر بن عدی آزاد و باقی به مرگ محکوم شدند. دو رکعت نماز عشقهنگامی که نوبت قتل حجر بن عدی وفادار و بزرگوار رسید از دژخیم خود اجازه خواست دو رکعت نماز بخواند، او موافقت کرد، حجر بن عدی به نماز ایستاد و نماز را طول داد. پرسیدند :آیا از ترس مرگ نماز را طول دادی؟ حجر بن عدی گفت: به خدا سوگند در عمرم هر وقت وضو گرفته ام، دو رکعت نماز خوانده ام و هرگز نمازی به این کوتاهی نخوانده ام و برای اینکه خیال نکنید من از مرگ می ترسم به این کوتاهی خواندم ، و بعد گفت پس از مرگ من، زنجیر از دست و پایم باز نکنید و خون پیکرم را نشویید زیرا می خواهم روز رستاخیز با همین وضع با معاویه روبرو شوم! خبر شهادت جانگداز حجربن عدی دلیر و هم رزمانش بازتاب وسیع داشت. از جمله اعتراض شدید امام حسین علیه السلام به معاویه . در این بین عایشه نیز معترض بود و شخصی را نزد معاویه فرستاده بود تا مانع کشتن حجر بن عدی شود اما کار از کار گذشته بود اما عایشه به معاویه گفت: از پیامبر اسلام شنیدم که فرمود: بعد از من هفت نفر کشته می شوند که خدا و اهل آسمان از قتل آنان خشمگین خواهند شد و چنین شد. چه بسا هنگام مرگ معاویه او دچار کابوس وحشتناکی شده بود و در حالی که به شدت دچار تشنج و درد بود تکرار می کرد: "ای حجر! مؤاخذه و گرفتاری من به خاطر تو طولانی خواهد بود. تاثیر شهادت حجر بن عدیشهادت حجر بن عدی تأثیر بسیاری بر روحیه مردم گذاشت و موج نفرت از خاندان اموی سراسر جامعه اسلامی را فرا گرفت، به طوری که عایشه هنگامی که در مراسم حج با معاویه ملاقات کرد، به او گفت: چرا حجر بن عدی و یاران او را کشتی و از خود شکیبایی نشان ندادی؟ از رسول خدا شنیدم که فرمود در «مرج عذراء» جماعتی کشته می شوند که فرشتگان آسمان از کشته شدن آنها خشمگین خواهند شد. معاویه برای این که عمل خود را توجیه کند گفت: «در آن زمان هیچ مرد عاقل و کاردانی نزد من نبود تا مرا از این کار باز دارد.» گفته اند که حجر مستجاب الدعوه بود. *به گفته برخی از شاهدان جریان نبش قبر جناب حجر بن عدی جنازه این بزرگ مرد بعد از گذشت بیش از هزار سال هنوز سالم بوده است. خداوند وهابیت و سلفی ها و در پشت پرده ی آنان آمریکا و اسرائیل را نابود کند و ظهور آقا امام زمان را نزدیک کند صلواتی ختم کنید.
برچسبها: حجر بن عدی کیست, نبش قبر حجر بن عدی, حجر بن عدی یار امام علی علیه السلام [ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 15:55 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:زِنا، شش پيامد
دارد: سه در دنيا و سه در آخرت. سه پيامد دنيايى اش اين است كه: آبرو را مى بَرد،
مرگ را شتاب مى بخشد و روزى را مى بُرد و سه پيامد آخرتى اش: سختى حسابرسى، خشم
خداى رحمان و ماندگارى در آتش است. خصال، ص 321، ح 3
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:نظر كردن تيري است از تيرهاي زهر آلود شيطان ، و هر كه نظر حرامي را براي خدا نه از براي غير او ، ترك كند، حق تعالي ايماني به او كرامت مي فرمايد كه طعم و لذت آن ايمان را بچشد و درك كند. گزيده عين الحياه در اخلاق ـ محمد اسفندياري
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: هرگاه پس از من زنا زیاد شود مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد.
حضرت رسول صلّی الله علیه و آله و سلّم:كسی كه با زن شوهردار زنا كند پس در جهنم از عورت هر دو چرك خارج میشود به مقدار پانصد سال راه، و اهل جهنم از بوی گند آن دو در اذیت خواهند بود و عذابشان از همه شدیدتر است.
امیرالمومنین علی علیه السلام : اگر عمر سبقت نمىجست و ازدواج موقت را تحریم نمى نمود، احدى زنا نمىکرد مگر افرادى که سرشتشان منحرف است.
امام صادق عليه السلام : سخت ترين مردم از جهت عذاب در قيامت زناكارانند. ثواب الاعمال ص600
امام صادق عليه السلام فرمودند : زماني كه مردي به زور زني را در اختيار بگيرد، يك ضربه با شمشير به او زده مي شود ، خواه با آن بميرد يا زنده بماند. ميزان الحكمه ج 4 ص 243
از امام سؤال شد اگر مردي زني را به زور وادار به زنا كند، حد «عقوبت شرعي» آن چقدر است؟ حضرت فرمودند: اين مرد كشته شود، خواه همسر داشته يا نداشته باشد. ميزان الحكمه ج 4 ص 243
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند : اگر كسي با زني كه شوهر دارد، زنا و فساد كند در روز قيامت از آلت تناسلي زن و مرد چرك و خون آبه متعفّني جوشان خواهد بود كه تا 500 سال اهل جهنم از بوي بد آن در عذاب و رنج هستند، اينان شديدترين عذاب را متحمل مي شوند. خدا با آنها سخن نمي گويد و آنها را از گناه پاكيزه نمي كند و براي آنها شديدترين عذابها را مهيا كرده است. ميزان الحكمه ص 239
رسول اکرم صلی الله علیه و آله: بعد از شرک به خداوند هیچ گناهی بزرگتر از این نیست که مردی نطفه ی حرام خود را در رحمی که بر او حلال نیست مستقر کند. منبع:مستدرک جلد 2 ص567
امام صادق علیه السلام : اَشَدِّ عذاب در قیامت برای مردی است که نطفه ی حرام خود را در رحم حرامی قرار دهد. منبع : وسائل جلد5 ص37
امام صادق علیه السلام: درضمن بیان صفات فرزندان زنا فرموده اند : فرزند زنا به گناه متمایل است ، قوانین مذهبی را تحقیر می کند و درمجالست با مردم بد اخلاق است.
امام باقر علیه السلام: درباره ی علت حرمت شراب می فرمایند : دائم الخمر مانند بت پرست است . کسی که به طور مداوم و پی گیر مِی گساری کند مبتلا به رعشه می شود ، سجایای اخلاقی و مردانگی اش نابود می گردد. شراب چنان آدمی را در گناه جسور می کند که ازخونریزی و زنا باک ندارد. منبع : بحار جلد 14 ص771
رسول اکرم صلی الله علیه و آله : ای جوان ازدواج کن و از زنا بپرهیز که زنا ریشه های ایمان را ازدلت بر می کند. این زشتکاران با رفتار ناپسند خویش نه تنها سرمایه های معنوی خود را از دست می دهند بلکه با اشاعه ی فحشاء و بی عفّتی ، محیط اجتماع را فاسد می کنند و باعث بدبختی و سیه روزی جامعه ی خود می گردند. منبع : مکارم الاخلاق ،ص99
رسول اکرم صلی الله علیه و آله : غضب شدید و طاقت فرسای خداوند دامنگیر زن شوهرداری است که چشم های ناپاکش از نگاه های آلوده و شهوت بار به مردان اجنبی پر شده است. اگر زنی به چنین انحرافی دچارشود خداوند تمام اعمال خیر و پسندیده اش را به هدر خواهد داد و اگر از نگاه تجاوز کند و با داشتن شوهر زنا بدهد بر خداست که چنین زن بی پروا و خیانتکاری را به آتش قهرخویش بسوزاند پس از آنکه در قبر عذابش کرده باشد. منبع : لئلی الاخبار ص496
امام صادق (ع) از حضرت مسیح روایت کرده است که مسیح می فرمودند : موسی بن عمران به شما امر کرد که زنا نکنید و من به شما امر می کنم که فکر زنا را در خاطر نیاورید چه رسد به عمل زنا زیرا آن که فکر زنا کند مانند کسی است که در عمارت زیبا و مزینی آتش روشن کند دودهای تیره ی آتش زیبایی های عمارت را خراب می کند اگر چه عمارت آتش نگیرد یعنی فکر گناه خواه ناخواه در قلب مردم تیرگی ایجاد می کند و به صفا و پاکی دل آن ها ضربه می زند و او عملا ً مرتکب آن گناه نشوند. منبع : وسائل 5 ص37
در روايات فراواني داريم كه زنا موجب : از بين رفتن نورانيت صورت، فقر، مرگ زود هنگام، خشم خدا، دشواري حساب قيامت، جاودانگي در آتش، مرگ ناگهاني، حبس رزق، و آشكار شدن زلزله ميشود. بحار الانوار ج76 برچسبها: گناه زنا, احادیث در مورد زنا کردن, زنا در آیات و روایات, رابطه جنسی با نا محرم, حدیث در مورد زنا [ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 9:30 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
زاهدی یک سال تمام روزه گرفت و هر هفته تنها یک بار عذا می خورد.پس از این ریاضت، از در گاه خداوند خواست که معنای حقیقی یک بنده از کتاب مقدس را به او بنمایاند. ولی هیچ پاسخی نگرفت. به خود گفت: چه وقت تلف کردنی! این همه از خود گذشتگی کردم؛ و خداوند حتی پاسخم را نداد...بهتر است از این منطقه بروم و راهبی را بیابم که معنای بنده را بداند. در همان لحظه فرشته ای ظاهر شد و گفت: این دوازده ماه روزه داری، فقط برای این بود که به خودت بقبولانی بهتر از دیگرانی؛ و خداوند به انسانی مغرور پاسخ نمی دهد.اما وقتی فروتن شدی و از دیگران کمک خواستی، خداوند مرا فرستاد. و سپس آنچه را می خواست بداند،برایش توضیح داد [ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 16:18 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
حرمت خودارضايي در آيات و روايات: سپس مي فرمايد هر کس از غير مسير ازدواج غريزه جنسي خودش را ارضا کند از تجاوز کاران است «الذين هم لفروجهم حافظون . الا علي ازواجهم او ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين.فمن ابتغاء وراء ذلک فاولئک هم العادون» و عمل استمنا مشمول آيه 7 سوره مؤمنون مي شود که مي فرمايد هر کسي غير از اين طريق را (جهت بهره گيري جنسي) طلب کند تجاوزگر است». رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: استمنا كننده با دست، ملعون است. ميزان الحكمه ج 9 ص 222 امام صادق علیه السلام: روز قيامت خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمىكند و از چشم خدا مىافتد. ميزان الحكمة، ح 18749 رسول اكرم صلي االله عليه و آله و سلم: لعنت خدا و ملائكه خداوند و تمام بشر بر شخص خودارضا. میزان الحکمة، ح 18748 امام صادق علیه السلام: خودارضايى گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است. ميزان الحكمة ، ح 18750 برچسبها: گناه استمناء, گناه جق زدن, راه کنترل استمناء, راه درمان استمناء [ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 11:57 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
سوره شعراء ایه 165: در مذمّت لواط در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است: «أتأتون الذکران من العالمين »؛ آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس مرد ميرويد و همسراني را که خدا براي شما آفريده است رها ميکنيد؟! شما قوم تجاوزگري هستيد حضرت محمد صلی الله علیه و آله: بوي بهشت به مشام كسي كه مورد هم جنس گرايي واقع شود، نخواهد رسيد. امام علی عليه السلام: لواط در سر حد كفر است. امام علی علیه السلام: هر كس عمل قول لوط كند و بي توبه از دنيا برود ، حق تعالي او را نزد قوم لوط مي برد، تا آنجا با ايشان باشد و حشر او با آنهاست. رسول اكرم صلي االله عليه و آله و سلم فرمود: ... هر گاه كسي لواط كند عرش خدا به لرزه در مي آيد و خداوند او را لعنت ميكند و ر اوغضب فرموده و جهنم را برايش آماده ميكند. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم :هر فردى از امّت منكار قوم لوط را انجام دهد و بر اين كار بميرد ، مهلت داده مىشود تا در لحد گذاشته شود . زمانى كه در لحد گذاشته شد ، بيش از سه روز نمىپايد كه زمين او را به ميان قوم هلاك شده لوط پرت مىكند و روز قيامت با آنها محشور مىشود . بحار الأنوار : 79 / 72 / 24 منتخب ميزان الحكمة : 506 امام صادق عليهالسلام :خـداوند نـشستن بـر استبرق بهشت را بر دُبُرهاى نكاح شده حرام كردهاست . منتخب ميزان الحكمة : 506 حضرت صادق ـ علیه السّلام: حرمت لواط از زنا بیشتر است، به درستی كه خداوند قومی را برای عمل لواط هلاك فرمود (قوم لوط) ولی كسی را برای زنا هلاك نفرمود. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: اگر كساني را در حال انجام لواط پيدا كرديد، هر دو را بكشيد. ميزان الحكمه ج 8 ص 539 امام رضا عليه السلام:اگرسزاوار بود شخصي دو بار رجم وسنگسار گردد، حق همين لواط كنندگان است و اگركسي لواط كند، عقاب آن اين است که او را بسوزانند يا كه ديوار برسرش خراب كنند يا يك ضربه شمشير به او بزنند و در قيامت شخص لواط كننده را بر كناره ی بالاي جهنم آويزان مي كنند. مستدرك الوسائل ج 18 ص 82 امام باقرعلیه السلام: مساحقه در زنان چون لواط در مردان است. فروع کافی پيامبر اکرمصلي الله وعليه وآله: هرگاه جنس مذکر با مذکر آميزش کند، عرش خداوند به لرزه درمي آيد.وسائل الشيعه، ج 14، ص 249. زني خدمت حضرت صادق عليه السلام آمد و عرض کرد : زناني که با يکديگر مساحقه مي کنند ، حدشان چيست؟ امام فرمود: حد زنا است، به راستي چون قيامت شود آنها را مي آورند و لباسهايي که از آتش بريده شده بر تن آنان مي کنند و مقنعه هاي آتشين بر سرشان مي بندند و زير جامه هاي آتشين به بدنشان مي پوشانند و عمودهاي آتشين در جوفشان فرو مي کنند و آنها را در جهنم مي اندازند. فروع کافي -چند روایت در کتاب تاریخ انبیاء در مورد هم جنس بازی قوم لوط : تمام روایات زیر بر گرفته از کتاب تاریخ انبیاء است: از جمله كارهاي زشت قوم لوط عبارت از اند: - از كارهاي زشت قوم لوط گلولهپراني با كمان، - و هسته انداختن به يكديگر (و حتي در بعضي موارد شرط بندي ميكردند كه هسته به هر كسي خورد با او عمل زشت انجام دهند) - و آدامس جويدن در معابر عمومي (براي جذب افراد بخاطر شهوتراني). - و از جمله لباسهاي فاخر بلند ميپوشيدند (كه امروز رقاصههاي دنيا در جهان غرب ميپوشند) و دكمههاي كت و پيراهنشان را ميگشودند. - و از جمله از كارهاي آنها اين بود كه راهها را براي زشتكاري ميبستند و آشكارا در معرض ديد مردم، منكرات را انجام ميدادند و در تفسير آيه 29 عنكبوت: «و تاتون في ناديكم المنكر» آمده: با همديگر در ملاء عام كارهاي ركيك و زشت انجام ميدادند. - كف دست بر پشت يكديگر ميزدند، - كلمات زننده به همديگر ميگفتند، - بازيهاي بچهگانه داشتند، - قماربازي ميكردند، - با انواع آلات موسيقي سر و كار داشتند، - سنگپراني و متلك گفتن از كارهاي معمول آنها بود، - و در حضور جمع خود را برهنه ميكردند و... حضرت لوط هرچه آنها را نصيحت كرد، در دل آن آلودگان و منحرفان اثر ننمود، پاسخ آنها به حضرت لوط اين بود كه: «ايتنا بعذاب الله ان كنت من الصادقين» اگر راست ميگويي عذاب خدا را براي ما بياور. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) در مسجد مردي را ديد به طرف كسي هسته انداخت، فرمود: او لعنت است تا آن هسته به زمين بيفتد سپس فرمود: هسته انداختن از شيوههاي قوم لوط است آنگاه آيه 29 سوره عنكبوت را خواند، و از كارهاي زشت آنها اين بود كه: محل مدفوع خود را نميشستند، و خود را از جنابت تطهير نمينمودند، و بسيار بخيل و دست بسته بودند، و هرگز كسي را به غذا دعوت نميكردند. عـاقـبـت كـار قوم لوط بـه جـايـي رسـيـد كه: يكسری از زناننشان روگردان شده بودند و به پسران روي آوردنـد. شيطان كه ديد نقشه اش در مورد مردان عملي شده ، سراغ زنانشان آمد و به آن ها گـفـت : اكـنـون كـه مـردانتان براي دفع شهوت جنسي به يك ديگر اكتفا كرده اند، شما هم براي دفع شهوت به يك ديگر بپردازيد و بدين ترتيب مساحقه را هم به آن ها ياد داد. قوم لوط در مجالس عمومي با ساز و آواز و رقص و دانس و عريان در هم مخلوط ميشدند (همچون مواردي كه هم اكنون در كشورهاي غربي وجود دارد) و زشتكاري و كثافتكاري را آنها به جايي رساندند كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: زمين گريه كرد تا حدي كه اشكش به آسمان رسيد و آسمان گريه كرد تا حدي كه اشكش به عرش رسيد، آنگاه خداوند به آسمان فرمان داد كه آنها را سنگباران كند.
کارهای زشت قوم لوط بسیار زیاد و زشت است که قلم از بيان بعضي از زشتكاريهاي آنها شرم دارد، برچسبها: احادیث در مورد هم جنس بازی, حدیث در رابطه با همجنس بازی, گناه لواط یا هم جنس بازی [ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 21:21 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
غربیها با سه کلید واژهی آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر افکار عمومی را اداره میکنند. شرقیها با دو کلیدواژهی مبارزهی پرولتار یا با امپریالیسم و برابری افکار عمومی را اداره می کنند. * امام پنج کلید واژهی قرآنی را در مقابل آن پنج کلید واژه قرار دادند : اصل «امامتمحوری» مهمترین کلیدواژه بود. سیستمِ امّت-امامت حرف جهان شمول اسلامی بود که در عرصهی سیاست احیا شد. ده سال هر تلاشی کردند که یک رسانهی غربی پیدا شود که بگوید «امام خمینی»، نشد! همه میگفتند «آیتالله خمینی». سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتند : «استاد! چرا رسانههای شما نمیگویند امام خمینی؟». خندهای کرد و گفت: «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیفاش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمهی آلمانی کتاب ولایت فقیه امام بود. گفت: «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود. چون کلمهی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بارمنفی دارد، * و ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم. * کلمهی "رهبر" به نفع ما و کلمهی "امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان میگوییم "آیتالله"، امّا "امام" یک بارمعنوی دارد! از طرفی ایشان به این شکل امام امت اسلامی میشود، که می تواند مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع کند!». یک رسانهی غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما رسانههای غربی را امتحان کردیم که آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ میخواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند! شهریور 58 که در مجلس خبرگانِ قانون اساسی، شهید بهشتی کلمهی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما توانایی اداره مجلس را ندارید، بهتر است کنار بروید وآقای بهشتی مجلس را اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد که اصل پنجم را مطرح کند به این عنوان که؛ ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور به هم ریخت. بازرگان اعلام استعفای دستهجمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگانِ قانون اساسی باید منحل شود. که بر سر یک کلمه کشور ریخت به هم! اساس تئوری امام خمینی(ره) : 1-امامتمحوری، 2-امّتگرایی، 3-عدالتگستری، 4- دوقطبی مستکبرین-مستضعفین. * امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبهی اولین نمازجمعهی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند : 1- «ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب که امام حاضر شد شهید بهشتی را برای این کلمه قربانی کند، طوری که قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما میگویی نمیخواهیم؟ به اسم اعزاز(یعنی عزیز بودن) امام خمینی می گفتند، ولی به جانشیناش نمیگوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! 2- «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام. وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». * یعنی عملاً سیستمِ ملت-رهبر، انگلیسیها را پذیرفتیم. * و سیستمِ امّت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی: «خواهران و برادران قرآنی»،که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند به عناصرملّت تبدیل شدند، یعنی : «شهروند» و «هموطن». اما کلمهی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدسترین کلمهای که آقای هاشمی دردوران ریاستجمهوری شان ابداع و به نظام اسلامی تحمیل کردند ، کلمهی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که: «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و امام علی علیه السلام تعریف میکنند، اما «توسعه» را صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی و صهیونیستهای عالَم. در عرصهی بینالملل هم دو کلید واژهی قرآنی یعنی:«مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند: «مستکبرین» فحش و توهینآمیز است! و به جایش بگوییم «قدرتهای جهانی»! وقتی «مستکبرین» گفته شد باید با آنها «مبارزه» کنی، اما وقتی «قدرتهای جهانی» گفته شد باید با آنها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیبپذیر»؛ یعنی آدمهای ساده و ناتوانی که خودشان پذیرای آسیباند! پنج کلید واژهی قرآنیِ امام خمینی که اساسِ گفتمانِ نهضتِ اسلامی بود، توسط ایشان به همان کلید واژههایی که دشمنان میخواستند تغییر پیدا کرد. تا موقعی که کلید واژههای قرآنی امام خمینی که رأس آنها امام بودن ولی فقیه است.احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله پینه کردن است. شما هر لعنی که به .... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید «امام خامنهای». * مشکلی که وجود دارد این است که همه میگویند: «وقتی دیگران بگویند ما هم میگوییم!». _ اصولگراها میگویند: وقتی صداوسیما شروع کند، ما هم میگوییم! _ صداوسیما میگوید: ما که از روحانیون نمیتوانیم جلو بیفتیم! _ روحانیون میگویند: تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند ما که نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! _ مدیران ارشد میگویند: وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و.... · بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمتالله طبرزدی) این کار را کرده و سابقهی خوبی در ذهن مردم ندارد! · با این تفاسیر خوبها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود. · آیتالله سید محمدباقر حکیم به نجف می رود، از آنجا به «حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای» نامه مینویسد. یک هفته بعد شهیدش میکنند. آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد و بگوید:«امام خامنهای». · سید حسن نصرالله در سختترین شرایطی که دارد می فهمد که باید بگوید امام خامنهای! آنوقت ما اینجا نشستهایم و نمیگوییم! · اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، میفرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف. نتیجه گیری: پس بیایید خودمان شروع کنیم! برچسبها: چرا باید بگوییم امام خامنه ای, چرا بگوییم امام خامنه ای, دلیل گفتن امام خامنه ای, به چه دلیل بگوییم امام خامنه ای, چرا می گوییم امام خامنه ای [ یکشنبه یکم بهمن 1391 ] [ 15:18 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
عمر او را به زندان افکند. این سخن به گوش علی علیه السلام رسید، حضرت فرمود: ای عمر! زندانی کردن این مرد ظلم است و تو مرتکب ستم شده ای. گفت:چرا؟ حضرت فرمود: زیرا او مال و فرزند خود را دوست می دارد؛ چنان که خداوند در یکی از آیات قرآن از آن فتنه تعبیر کرده است : «اِنَّما اَموالُکُم وَاَولادُکُم فِتنَة» او از مرگ بیزار است و در قرآن از آن به حق تعبیر شده است : « وَ جاءَت سَکرَةُ المَوتِ بِالحَق» «او شهادت به یکتایی خداوند می دهد که هرگز او را ندیده است». در این جا عمر گفت:«لَولاعَلِیٌ لَهَلَکَ عُمَرُ» «اگر علی نبود عمر هلاک می شد». منبع: گنج های بهشتی(شرح نراقی) برچسبها: فضایل امام علی علیه السلام, حقانیت علی, اعتراف عمربن خطاب به فضل علی علیه السلام, علی علیه السلام در کتب سنی ها, داستان های عمربن خطاب و امام علی, فضیلت امام علی [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 12:9 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
مرد عابدی، زنی دیندار و زیبا رو را به همسری برگزید.چندی گذشت ولی آن دو بچه دار نمی شدند.تا اینکه عابد به درگاه خداوند دعا کرد و رحمت و بخشایش خداوند شامل حالش شد. روزی به زنش گفت:«به همین زودی ها پسرمان به دنیا می آید.نام نیکی برایش انتخاب می کنیم و در تربیتش تلاش فراوان انجام تا احکام دین و راه و رسم زندگی را بیاموزد.چنان که در مدتی کوتاه مرد معروفی شود و چشم ما از دیدن او روشن گردد.» زن گفت:«از کجا میدانی که فرزند ما پسر است؟اگر هم پسر باشد چه تضمینی دارد که او پسر معروفی شود و تا آن زمان زنده بمانیم و شاهد بزرگ شدن او باشیم.حرف های تو شبیه آن مردی است که همسایه ی بازرگانی بود.بازرگان روغن می فروخت و هر روز بک مقداری از آن را به مرد همسایه می داد. مرد مقداری از آن را می خورد و بقیه را در کوزه ای نگه می داشت تا اینکه کوزه پر شد.روزی مرد کوزه را مقابل خود گذاشت و گفت:«اگر این روغن را به بازار ببرم و بفروشم می توانم پنج گوسفند بخرم.هر کدام از این ها پنج بره به دنیا می آورند.اگر یک سال طول بکشد گله ای بدست می آورم و ثروتمند می شوم.بنابراین ازدواج می کنم و برای من پسری خواهد بود که او را علم و ادب بیاموزم.اگر حرف مرا گوش ندهد با همین عصا تنبیه اش می کنم.» در این فکر بود که عصایش را بلند کرد و از سر غفلت به کوزه زد و آن را شکست.روغن بر سر و رویش پاشید و همه جا را کثیف کرد». وقتی عابد این داستان را شنید ساکت شد و دیگر چیزی نگفت.تا اینکه پسرش به دنیا آمد.او و همسرش شاد شدند و نذری که کرده بودند ادا کردند و مشغول بزرگ کردن و تربیت او شدند.روزی زنش می خواست به حمام برود پسر را به عابد سپرد و راهی شد.ساعتی گذشت.یکی از سربازان پادشاه به دیدار عابد آمد تا او را با خود نزد پادشاه ببرد.عابد گفت:«اگر کمی تحمل کنی همسرم بر می گردد و من بچه را به می سپارم و با خیال آسوده با تو می آیم.» سرباز گفت:«پادشاه دستور داده است همین الان پیش او برویم نباید تاخیر کرد چون کار مهمی پیش آمده است و می خواهد با تو در میان بگذارد.» عابد در خانه راسویی داشت که با آنها یکجا زندگی می کرد.او را مثل یکی از اعضای خانواده پرورش داده بودند و خیلی دوستش داشتند.راسو چون با انسان ها بزرگ شده بود،رفتار آنها را می دانست.بنابراین عابد راسو را با پسرش تنها گذاشت و رفت.ناگهان ماری به سوی گهواره ی کودک رفت تا او را هلاک کند. راسو مار را دید به سرش پرید و او را کشت و پسر را خلا ص کرد. وقتی عابد بازگشت راسو را غرق خود دید.با خودش فکر کرد که راسو پسرش را کشته است به همین خاطر غرق خون شده است.دنیا دور سرش چرخید و بیهوش افتاد.وقتی به هوش آمد عصایش را برداشت و بدون این که مطمئن شود کار راسو است،راسو با ضربه ی او کشته شد.عابد وقتی وارد اتاق شد پسرش را صحیح و سالم دید و جسد ماری را کنارش دید که تکه تکه شده بود.آنقدر ناراحت شد که بر سر و رویش کوبید و پشیمان شد.اما دیگر پشیمانی سودی نداشت چون راسو مرده بود. عابد ناله کنان فریاد می زد:«ای کاش این کودک هرگز به دنیا نمی آمد تا من با او انس گیرم.من به سبب دوست داشتن بیش از حد فرزندم خون ناحقی را ریختم و کار بیهوده ای انجام دادم.کدام مصیبت از این بزرگتر که جانور بی گناهی را بکشم و حق را ناحق کنم.» زن عابد وقتی بر گشت و ماجرا را شنید بسیار ناراحت شد و گفت:«هر کس در کارها عجله کند و صیر و برباری را کنار بگذارد این بلا سرش می آید» منبع:بر گرفته از کلیله و دمنه نتیجه گیری: «عجول »به افرادی گفته می شود که در گفتار و رفتار و سؤال و درخواست خود،دستپاچه اند و صبر و حوصله لازم را برای رسیدن به مقصد،از راه صحیح آن ندارند،به همین دلیل،اغلب گرفتار مشکلات و ناکامی ها می شوند.
سوره اسرا آیه 11: انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می جوید(چه بسا به نادانی)با همان شوق و رقبت،شر و زیان خود را می طلبد،و انسان بسیار بی صبر و شتاب کار است. سوره انبیا آیه 37:آدمی در خلقت و طبیعت بسیار شتاب کار است. سوره معراج آیه19: ،به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است. پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود: شتاب در كارها از جانب شيطان است و تأنّى در كارها از جانب خداوند است. روايت است كه چون حضرت عيسى علیه السلام متولّد شد شياطين از پرستش بتها (در بین مسیحیّت (ناامید شدند و ابلیس به آنان گفت از این پس راه فرزندان آدم را به شتابكارى و سبُكسَرى بزنيد. حضرت محمد صلی الله علیه و آله: عجله و شتاب مردم را هلاک کرده و اگر مردم دارای تانی و خویشتن داری بودند،هیچ کس به هلاکت نمی رسید امام علی علیه السلام: از شتابزدگى بپرهیز که سرآغاز از دست رفتن (فرصت) و پشیمانى است. امام علی علیه السلام:کمتر کسى است که شتاب زده باشد و دچار هلاکت نشود. امام علی علیه السلام:عجله و شتاب در کارها موجب لغزش مى شود امام صادق علیه السلام:هر که در وقت نامناسب به کاری اقدام ورزد، تمام شدن آن نیز نا به هنگام خواهد بود. نکته: عجله در گفتار و کردار و رفتار در همه جا ناشایست است و اعمال شیطان به حساب مى آید، مگر در چند جا:1. توبه کردن از گناه که عجله کردن در آن خوب است ؛ زیرا ممکن است عمر انسان تمام شود و با حال گناه از دنیا برود. و در نتیجه داخل آتش خواهد شد.
5.عجله براى خواندن نماز اول وقت و شرکت در نماز جماعت ؛ از این رو که تاءخیر آن باعث مى شود انسان از ثواب هایى که پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان بزرگوار وعده فرموده اند، محروم شود.
مردی نزد حضرت رسول صلی الله علیه و آله از فقر و تنگدستی شکایت کرد حضرت او را امر به ازدواج کرد.رفت و دو مرتبه آمد(مرد باز هم باور نداشت) عرض حاجت کرد.حضرت دوباره امر به ازدواج کرد.او رفت باز مرتبه ی سوم آمد و اظهار حاجت کرد.و برای بار سوم نیز حضرت امر کرد برود و زن بگیرد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به وسیله ی ازدواج از خدا روزی بخواهید. 8-عجله کردن در تجهیز و دفن میت ؛ زیرا در تاءخیر دفن میت ، هم توهین به میت است و هم به بازماندگان او و ممکن است در اثر گرماى زیاد بو بگیرد.نهج الفصاحه شماره 481
9. و..... در این چند جا عجله نیکو مى باشد و به نفع جامعه است. امام صادق علیه السلام:کسی که تصمیم به کار نیکی می گیرد،باید در آن شتاب کند و تاخیر نیندازد.» امام صادق علیه السلام:هنگامی که کسی از شما تصمیم بر انجام کار خیر یا بخشیدن چیزی به کسی گرفت،باید مواظب باشد که در طرف راست و چپ او دو شیطان هستند،بنابراین باید به سرعت اقدام کند، مبادا آن دو شیطان(با وسوسه های خود)او را از این کار باز دارند
برچسبها: عجله و شتابزدگی, احادیث عجله و شتاب زدگی, احادیث و روایات در مورد عجله کردن, آیات عجله کردن, حدیث در مورد عجله کردن [ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 14:59 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
درویشی در کوهستان دور از مردم به راز و نیاز با خداوند مشغول بود. در آنجا درختانِ بسیاری از جمله سیب و گلابی وجود داشت که درویش فقط از آنها می خورد و غذای دیگری برای خوردن نداشت. روزی با خداوند عهد بست که از آن میوه ها نچیند،بلکه از میوه هایی که باد آن ها را زیرِ درخت می ریزد استفاده کند.او مدتی به پیمانش وفادار بود. تا اینکه خداوند خواست او را امتحان کند.به همین منظور پنج روز هیج میوه ای از درخت نیفتاد.درویش در این پنج روز بسیار گرسنه و ضعیف شد و توانایی عبادت کردن را نداشت.سرانجام عهد خود را شکست و از درخت گلابی و سیب چید و آنها را با حرصِ زیاد خورد.خداوند به سبب این پیمان شکنی او را در بلای سختی افکند. روزی،گروهی از دزدان که از غارت کاروانی بر می گشتند به کوهستان آمدند تا اموالی که غارت کرده بودند میان خود تقسیم کنند.مردی آنها را دید و فورا به داروغه خبر داد.سربازان شاه به کوهستان حمله کردند و همه ی دزد ها را دستگیر کردند.مرد درویش هم که در نزدیکی آنان بود توسط سربازان دستگیر شد.چون ماموران فکر کردند او هم یکی از دزدان است. در روز محاکمه یک دست و یک پای دزدان قطع شد.نوبت به درویش رسید ابتدا یک دست او را قطع کردند اما یکی از افراد سر شناس او را شناخت و گفت:«صبر کنید، من این مرد را می شناسم،دزد نیست بلکه مرد درویشی است در کوهستان به عبادت می پردازد.»وقتی این خبر به داروغه رسید،از درویش عذرخواهی کرد.درویش نیز با مهربانی هرچه تمام تر او را بخشید و گفت:«این سزای کسی است که پیمان می شکند.» او پس از این ماجرا به کوهستان برگشت و به دور از مردم به راز و نیاز پرداخت.روزی یکی از دوستانش برای دیدن او به کوهستان رفت. از دور دید که کنار درختی نشسته است و با دو دست زنبیل می بافد.وقتی به نزد درویش رفت درویش از دیدن او تعجب کرد و گفت:«چرا بدون خبر پیش من آمدی؟»دوستش گفت:«تو یک دست داشتی،ولی حالا میبینم که هر دو دست سالم است مگر معجزه ای انجام داده ای که دستت سالم شده است.»درویش گفت:«باید این را تا آخر عمر به کسی نگویی» اما به مرور زمان راز درویش بر ملا شد و داستان معجزه اش بر سر زبان ها افتاد.روزی مرد درویش به راز و نیاز با خدا پرداخت و گفت:«چرا این راز بین مردم منتشر شد؟»خداوند فرمود:«چون مردم تو را ریا کار می دانستند و از این که با دزدان دستگیر شده بودی به تو تهمت های زیادی می زدند.به همین خاطر با فاش شدن این راز همه ی این بد گمانی ها نسبت به تو بر طرف شد.» منبع: بر گرفته از مثنوی مولوی سوره بقره آیه 177: نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى كند نماز را برپا مى دارد و زكات را مى پردازد و (همچنين) كسانى كه به عهد خود- به هنگامى كه عهد بستند- وفا مى كنند و در برابر محروميتها و بيماريها و در ميدان جنگ، استقامت به خرج مى دهند اينها كسانى هستند كه راست مى گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران امیرالمومنین علیهالسلام می فرماید: عهدها و پیمانهایی که میبندیم، قلادهای است که تا روز قیامت بر گردنمان خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال او را مینماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا با مردى در محلی وعده گذاشت و فرمود: من در اينجا هستم تا بيائى،فرمود: خورشيد بر آن حضرت سخت تابيد و يارانش گفتند يا رسول الله كاش به محلی سایه دار جابجا مي شدید،فرمود: من در اينجا با او وعده كردم و اگر نيامد او است كه جدائى كرده. - قصص الأنبياء ـ به نقل از عمّار ـ : من گوسفندان خانواده خودم را مى چراندم و محمّد صلى الله عليه و آله نيز گوسفند مى چراند. به او گفتم : اى محمّد! مى آيى به فخ برويم؛ چون من در آنجا چراگاه پر علف و شادابى سراغ دارم؟ گفت : آرى. فردا كه به فخ رفتم، ديدم محمّد صلى الله عليه و آله از من زودتر رفته و ايستاده است و گوسفندانش را از چراگاه دور مى كند. گفت : چون با تو وعده گذاشته بودم دوست نداشتم كه پيش از تو بچرانم. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : نزديكترين شما به من در موقف فرداى قيامت، راست گوترين شما و امانتدارترينتان و پايبندترين شما به عهد و پيمان و خوش خوترين شما و نزديكترين شما به مردم است. امام رضا عليه السلام فرمود : آيا مى دانى چرا اسماعيل را صادق الوعد (خوش قول) گفته اند؟ عرض كردم : نه. فرمود : با مردى [در جايى] وعده گذاشت و يك سال به انتظار او نشست. امام صادق علیه السلام فرمود: شخصی به نام همام که عابد و ناسک بود نزد امیر مؤمنان علیه السلام آمد و گفت: ای امیر مومنان مومن را آنچنان توصیف کن که برایمان مجسم شود. حضرت شروع به توصیف مومن فرمود: ای همام! مومن زیرک و داناست...در دوستی خالص و در عهد و پیمان وفادار است... امام زين العابدين عليه السلام : چهار چيز است كه هر كس داراى آنها باشد اسلامش كامل مى گردد و گناهانش ريخته مى شود و پروردگار خويش را ديدار مى كند در حالى كه از او خشنود است : آن كه براى خدا، به تعهّد خود در قبال مردم عمل كند، و با مردم راستگو باشد، و از ارتكاب هر آنچه نزد خدا و مردم زشت است شرم كند، و با خانواده خود، خوش اخلاق باشد. منبع بعضی از احادیث: بحارالأنوار ج 72 ص 92 تا ص 96 برچسبها: وفای به عهد, داستان وفای به عهد, حکایت وفای به عهد, احادیث وفای به عهد, روایت وفای به عهد [ شنبه دوم دی 1391 ] [ 11:23 ] [ سینا رحمتی ]
[ ]
|
|
| [ ØÑÇÍí : ÂãæÒÔ æÈáÇ ÈÇÒí ] [ Weblog Themes By : educationblogame ] |