اشتراک و ارسال مطلب به:

اشتراک و ارسال مطلب به:

اشتراک و ارسال مطلب به:

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به روستایی برد.

تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.

 

آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.

در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟

 

پسر پاسخ داد:

 

عالی بود پدر! پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟

پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟

پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت:

 

« فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا »

 

« فهمیدم ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. »

 

« فهمیدم ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند »

 

« فهمیدم حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! »

 

با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود.

 

بعد پسر بچه اضافه کرد :

 

« متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که؛ ما چقدر فقیر هستیم. »

 

نتیجه گیری: قدر داشته های خودتان را بدانید شاید شما ثروتمند باشید...

 

حدیث پندآموز:

امام صادق علیه السلام: هر کس که خود را با دیگران مقایسه کند و خود را از کسی برتر بداند، او جزو مستکبران محسوب می‌شود ... زیرا ممکن است شخص گناه‌کار بخشیده شود ولی تو مورد محاسبه قرار بگیری.

 

پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: اشراف (ثروتمندان و بزرگان) امّت من حاملان قرآن و شب ‏زنده‏ داران هستند.معاني الأخبار، ص: 178

 

 امام علی علیه السلام: مال دوستی ،عاقبت انسان را تباه می کند و آرزوها را گسترده و طولانی می کند. میزان الحکمة جلد ۴ صفحه ۲۹۸۳ حدیث 19329

 

امام علی علیه السلام: وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد ، مال و ثروت را در پیش او منفور و ناپسند جلوه می دهد و آرزوهای او را کوتاه می کند و چون خداوند بدی بنده ای را اراده کند ، مال و ثروت را محبوب او قرار دهد و آروزهایش را گسترش می دهد. خداوند متعال بدی هیچ یک از بندگان خود را نمی خواهد مگر اینکه خود بنده اعمالی را انجام دهد که مورد خشم پروردگار خود قرار گیرد که در این صورت خدا هم او را رها میسازد و به خودش وا می گذارد.  غررالحکم جلد ۳ صفحه ۱۶۶ حدیث ۴۱۱۱ و ۴۱۱۰

 


موضوعات مرتبط: حکایات نصیحت آمیز
برچسب‌ها: فقیر چه کسی است , فقیر کیست , حکلیات و حدیث در مورد فقیر , فقر چیست

یکشنبه یکم آذر ۱۳۹۴ | 9:8 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

اشتراک و ارسال مطلب به:

داستان اگر جای تو بودم

 

روزي شيوانا از نزديک مزرعه اي مي گذشت. مرد ميانسالي را ديد که کنار حوضچه اي نشسته و غمگين و افسرده به آن خيره شده است. شيوانا کنار مرد نشست و علت افسردگي اش را جويا شد.

مرد گفت: «اين زمين را از پدرم به ارث گرفته ام. از جواني آرزو داشتم در اين جا ماهي پرورش دهم. همه چيز آماده است. فقط نيازمند سرمايه اي بودم که اين حوضچه را لايروبي و تميز کنم و فضاي سربسته مناسبي براي پرورش  و نگهداري ماهي ايجاد کنم. اين آرزو را از همان ايام جواني داشتم و الان بيش از ده سال است که هنوز چنين سرمايه اي نصيبم نشده است. بچه هايم در فقر و دست تنگي بزرگ مي شوند و آرزوي من براي رسيدن به سرمايه لازم براي آماده سازي اين حوض بزرگ هر روز کم رنگ تر و محال تر مي شود. اي کاش خالق هستي همراه اين حوض بزرگ به من سرمايه اي هم مي داد تا بتوانم از آن ثروت مورد نياز خانواده ام را بيرون بکشم. »

شيوانا نگاهي به اطراف انداخت و سپس حوضچه سنگي کوچکي را در فاصله دور از حوض بزرگ نشان داد و گفت:

«چرا از آنجا شروع نمي کني. هم کوچک و قابل نگهداري است و هم مي تواند دستگرمي خوبي براي شروع کار باشد.

مرد ميانسال نگاهي نااميدانه به شيوانا انداخت و گفت «من مي خواستم با اين حوض بزرگ شروع کنم تا به يکباره به ثروت عظيمي برسم و شما حوضچه کوچک سنگي را به من پيشنهاد مي کنيد. آن را که همان ده سال پيش خودم به تنهايي مي توانستم راه بيندازم.»

شيوانا سري تکان داد و گفت: «من اگر جاي تو بودم به جاي دست روي دست گذاشتن و حسرت خوردن لااقل با آن حوضچه کوچک آرزوهاي بزرگم را تمرين مي کردم تا کمرنگ نشود و از يادم نرود

مرد ميانسال آهي کشيد و نظر شيوانا را پذيرفت و به سوي حوضچه کوچک رفت تا خودش را سرگرم کند. چند ماه بعد به شيوانا خبر دادند که مردي با يک گاري پر از خرچنگ خوراکي نزديک مدرسه ايستاده و مي گويد همه اين ها را به رايگان براي مدرسه هديه آورده است و مي خواهد شيوانا را ببيند. شيوانا نزد مرد رفت و ديد او همان مرد ميانسالي است که آرزوي پرورش ماهي را داشت. او را به داخل مدرسه آورد و جوياي حالش شد.

 

مرد ميانسال گفت: «شما گفتيد که اگر جاي من بوديد اول از حوضچه سنگي شروع مي کرديد. من هم تصميم گرفتم چنين کنم. وقتي به سراغ حوضچه سنگي رفتم متوجه شدم که آبي که حوضچه را پر مي کند از چشمه اي زيرزميني و متفاوت مي آيد و املاح آن براي پرورش ماهي اصلا مناسب نيست اما براي پرورش ميگو عالي است. به همين دليل بلافاصله همان حوضچه کوچک را راه اناختم و در عرض چند ماه به ثروت زيادي رسيدم. اي کاش همان ده سال پيش همين کار را مي کردم و اينقدر به خود و خانواده ام سختي نمي دادم»

 

شيوانا تبسمي کرد و گفت: «حال مي خواهي چه کني؟»

مرد گفت: «ثروت حاصل از اين حوضچه سنگي و پرورش ميگو تمام خانواده مرا کفايت مي کند. مي خواهم از اين به بعد در راحتي و آسايش به پرورش ميگو در حوضچه سنگي کوچک بپردازم.»

شيوانا تبسمي کرد و گفت: «من اگر جاي تو بودم با سرمايه اي که اکنون به دست آورده ام به سراغ حوض بزرگ هم مي رفتم و در آن پرورش ماهي را هم شروع مي کردم. مردم اين دهکده و دهکده هاي اطراف به ماهي نياز دارند و حوض بزرگ تو مي تواند بسياري را از گرسنگي نجات دهد. »

نکته: وقتی بدانید که به کجا می روید، تبدیل به شخص مؤثرتري می شوید.


موضوعات مرتبط: حکایات نصیحت آمیز
برچسب‌ها: داستان زیبای شیوانا , اگر جای تو بودم , انتظارات بیهوده نداشته باشیم , از کم شروع کنیم

یکشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۴ | 12:36 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

 

موشي در خانه ي صاحب مزرعه، تله موش ديد.

به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.

همه گفتند : تله موش؛ مشکل توست به ما ربطي ندارد.....ماری دمش در تله موش گیر کرد و زن مزرعه دار را که آنجا بود گزيد.

و سپس از آن مرغ، برايش سوپ درست کردند و گوسفند را براي عيادت کنندگان از زن مزرعه دار، سر بريدند.

زن مزرعه دار زنده نماند و مرد.

گاو را براي مراسم ترحيم کشتند.

«و در اين مدت موش از سوراخ ديوار نگاه مي کرد و به مشکلي که به ديگران ربط نداشت فکر می کرد»

 

 "کلیله و دمنه"

 

نتیجه گیری: دوست خوب من هر مشکلی که ما داریم  مشکل دیگران هم هست پس همیشه در پی حل کردن مشکلات دیگران باش تا نه تنها مشکل دیگران را هم حل می کنی بلکه مشکل خودت هم حل می شود.....از یک دست بدهی از دست دیگر می گیری به این اعتقاد داشته باش.


برچسب‌ها: داستان زیبای مشکل تو مشکل همه است , مشکل برای همه است , حکایت و داستان مشکلات

جمعه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۴ | 12:53 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

مرجع عالیقدر شیعیان جهان حضرت آیت الله سید محمد صادق روحانی

آيت اللَّه سيد محمد صادق حسينى روحانى مدظله ‏العالى:  "مردى از تبار مرزبانان دين".

 

**معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو توان علمى را از حوزه‏ مى‏گيرد.**

 

** هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد**

 

**آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.**

 

**آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه:  

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام. **

 

**رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایى كتاب عظيم فقه الصادق را مى‏ ستايد. **سید محمد صادق روحانی

ولادت

فقيه اصولى، برج بلند مرجعيت وزعامت حوزه‏هاى علميه، صداى رساى آزادى و عدالتخواهى، مجاهد و مبارزه خستگى‏ ناپذير در ماه شهادت جد غريبش آقا ابا عبداللَّه الحسين(ع) محرم الحرام - سال 1345 هـ ق، 1305 هـ.ش، تابستان 1926 ميلادى در شهر ديرپاى علم و تمدن و انديشه و فرهنگ اسلامى - قم -  در خاندانى ‏حسينى تبار، با پيشينه‏اى از علم و تقوى و فضيلت ديده به جهان گشود.

 

پدر گرامی ایشان

مرحوم آيت اللَّه آقاى حاج ميرزا محمود روحانى))از مفاخر روحانيت و حوزه علميه قم است. كه در سال 1307 (هـ.ق) در قم بدنيا آمد.

در سال 1330(هـ.ق) وارد نجف اشرف شد تا از محضر حضرات آيات ‏عظام:

 سيد ابوالحسن اصفهانى(ره)

 ميرزاى نائينى(ره)

 بهره‏ ها برد، مدتى ‏در مشهد مقدس از شاگردان مرحوم آيت اللَّه حاج آقا حسين‏ طباطبايى قمى(ره) بود. بعد از آن به حوزه علميه قم آمدند. با تلاش، كوشش و پايمرديهاى ايشان، حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ‏ عبدالكريم حايرى(ره) به قم آمدند و تدريس علوم حوزوى را شروع كردند.

پدر ايشان از شاگردان خاص و مخصوص و مورد عنايت آيت اللَّه حايرى بودند.

 

تحصيلات

 آيت اللَّه دروس پايه ادبيات عرب را در قم نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتند. سپس در سال 1355 (هـ.ق) در سن 10 سالگى به همراه برادربزرگترشان براى استفاده از اساتيد بزرگ و نام آور حوزه علميهِ كهنِ نجف‏اشرف، رنج و مشكلات هجرت از قم به نجف را پذيرا شدند!!

 به دليل هوش ‏و استعداد فوق العاده و حيرت برانگيزشان دوره چند ساله دروس «سطح» را در مدت يكسال به اتمام رساندند و به امتحان و توصيه آيت اللَّه العظمى خويى  در سن 11 سالگى وارد درس خارج فقه و اصول شدند.

 ورود  يك نوجوان11 ساله  به درس خارج فقه و اصول، آن هم همدوش طلاب با سابقه و بزرگسال حوزه علميهِ كهنِ نجف، براى همگان حيرت آور و شوق آفرين بود.

آيت اللَّه زاده ميلانى نقل مى‏كند كه: آيت اللَّه خويى به پدرم آيت اللَّه ميلانى فرمودند: افتخار مى‏كنم به حوزه‏اى كه در آن نوجوان يازده ساله‏ در كنار شاگردان بزرگسال و علماى بزرگ و همراه با آنان «مكاسب» را مى‏خواند و مطالب مكاسب را بهتر از ديگران مى‏فهمد و تحليل مى‏كند.

  **علاقمندان به علوم اسلامى و حوزوى مى‏ دانند كه كتاب ارزشمند مكاسب از تأليفات  مرحوم شيخ انصارى  است كه در حوزه ‏هاى علميه تدريس مى ‏شود و يكى از كتابهاى مهم و سنگين حوزوى است كه فهميدن و درك مطالب آن‏ نياز به شاگردان با كفايت و پر استعداد دارد**.

 

اساتيد

   معظم ‏له به دليل علاقه و پشتكار فراوانشان هر روز در چندين درس مراجع و بزرگان حوزه علميه كه جهان اسلام و عالم تشيع به وجودشان افتخارمى‏كند، شركت مى‏كردند. عمده اساتيد ايشان عبارتند از:

آيت اللَّه حاج شيخ كاظم شيرازى(قدس سره) (1290-1367) -1

آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به‏كمپانی(1361)-2

  (آيت اللَّه  آقاى حاج شيخ محمد على كاظمينى(قدس سره-3

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالحسن اصفهانى(قدس سره) 1365 -1284-4

(آيت اللَّه آقاى حاج شيخ محمدرضا آل ياسين(قدس سر-5

آيت اللَّه آقاى حاج سيد ابوالقاسم خويى(قدس سره) 1413-1317-6

(1292 - 1380) آيت اللَّه آقاى سيد محمد حسين طباطبايى بروجردى (قدس سره) -

 

آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى از وجود تماى اساتيد نام ‏آور خود استفاده نمودند وخود را هميشه مديون محبتها و الطاف خالصانه آن بزرگواران (رضوان اللَّه ‏تعالى عليهم) مي ‏دانند.

اما در اين ميان نقش آيت اللَّه خويى برجسته ‏تر و قابل ‏توجه ‏تر است.

پرورش روح اجتهاد و تكوين فقهى و علمى ايشان، مرهون15 سال شركت در دروس خصوصى و عمومى  آيت اللَّه خويى مي ‏باشد.

 هوش، پشتكار و استعداد معظم له، ايشان را مورد علاقه و توجه ‏خاص اساتيد و مراجع، بخصوص مورد عنايت خاصه آيت اللَّه خويى قرارداده بود. آيت اللَّه خويى(ره) در آن زمان، به اتفاق رأى اغلب‏ علماء، بزرگان و كارشناسان فقه و اجتهاد ؛ يك فقيه بي ‏نظير بودند كه دراغلب علوم حوزوى نظير فقه، اصول، كلام، تفسير، رجال، فلسفه؛ مجتهد و صاحب نظر بودند و آثار منتشره ايشان گواه اين مدعاست.

 

در دروس عمومى آيت اللَّه خويى صدها طلبه شركت مي ‏كردند كه امتياز آيت اللَّه خويى در شناخت و كشف استعدادهاى طلاب تيزهوش وبسيار موفق بود و سعى فراوان مى‏كردند تا آن طلبه را زير نظر گرفته و با ايجادارتباط بيشتر با او؛ بتوانند در تربيت آن طلبه كوشا نقش بيشترى را ايفا كنند.

با ورود  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  در دوران نوجوانى به نجف اشرف و شركت در دروس آيت اللَّه خويى؛ حوزه علميهِ كهنِ نجف اشرف شاهد حضور يك نابغه با درك و استعداد شگرفى بود كه چهره‏اش نشان از مقام آيت اللهى‏ مى‏داد.

اين نوجوان نابغه بايد در دروس سنگين فقه اصول شركت كند، دروس‏مختلف را نوشته و آنها را در منزل پاكنويس كند. با دوستان همدوره‏تحصيلش مباحثه كند و پيش مطالعه براى درس‏هاى فردا را هم انجام دهد.

 اين مطالعات سنگين آن هم در غربت و با كمترين امكانات موجود؛ در شبانه‏روز 16 ساعت وقت ايشان را مى‏گرفت.

 علاوه بر آن، رسيدگى به كارهاى‏شخصى از قبيل: تهيه مايحتاج زندگى و تحمل فشارهاى اقتصادى نيز باخودشان بود.

 معظم‏له اغلب دورانى را كه در نجف اشرف بودند با وضع‏بسيار سخت و طاقت فرساى اقتصادى مواجه بودند و اغلب، زندگيشان با‏قرض گرفتن از مغازه داران محل سپرى مى‏شد.

و اين بزرگترين رمز و سرمايه‏گذارى براى تحصيل و عشق و علاقه به آموختن دانش علوم اسلامى است.

 

   تدريس

معظم له تدريس دوره‏هاى مختلف علوم اسلامى را در همان ايام نوجوانى‏در صحن حرم مطهر حضرت اميرالمؤمنين على علیه السلام در نجف اشرف آغازكردند.

 تقرير دروس حوزه توسط اين نوجوان براى طلاب بزرگسال وميانسال، براى همگان حيرت آور و قابل تقدير بود.

آیت الله سید محمد صادق روحانی پس از مدت کوتاهی که در دروس آیت الله خویی شرکت کردند،با تقریر اصول فقه استاد؛ آنان را برای عده ای از طلاب و علاقه مندان دروس حوزوی تدریس می کردند.

دیری نپائید که چونان خورشیدی در نجف اشرف درخشیدند و به سان درختی پربرگ و بار،بر آمدند و در سایه شان خیل مشتاقان را آرامش بخشیدند.

به همين دليل بود كه ارتباط  آيت اللَّه خويى روز به روز با معظم‏له بيشترمى‏شد.

با اينكه اغلب آيت اللَّه خويى در جلسه تدريسشان به كسى‏ اجازه طرح اشكال نمى‏دادند ولی به آيت اللَّه روحانى در ميان عده ايى ازشاگردان مى‏فرمودند:

«چرا شما در مباحثه ها اشکال نمی کنید؟ از شما مى‏خواهم‏ اشكال و ايرادهايى كه به نظرتان مى‏رسد را مطرح كنيد.»

 «و اين نشان از نبوغ‏فكرى و شايستگى ويژه  آيت اللَّه روحانى دارد»

ارتباط تنگاتنگ استاد و شاگرد تا آنجا ادامه يافت كه:

 زيادى از شبهاى‏تعطيلى آن مرجع فقيد (آیت الله خویی)به حجره  آيت اللَّه سید محمد صادق روحانى  مى‏آمدند وساعتهاى مديدى به بحث و بررسى مسائل علوم اسلامى مى‏پرداختند و در انتها معظم له، استاد را تا درب منزلشان همراهى مى‏كردند.

آيت اللَّه خويى در سال 1360 (هـ. ق) هنگامى كه  آيت اللَّه روحانى  فقط 15 سال بيشتر نداشتند. طى نامه‏اى بسيار مهم، عظمت‏علمى و قدرت و استنباط قوى، هوش و ذكاوت اين نابغه بزرگ را تأييد و ستودند.

 (متن كامل نامه كه به دست خط مبارك آيت اللَّه  خويى مى‏باشد درسايت اينترنتی آيت اللَّه‏ روحانى و در كتابهاى زندگينامه كه به زبان‏عربى و فارسى در لبنان به چاپ رسيده است، معظم‏له به تأييد ومكتوب مهم مراجع و اساتيد بزرگوارشان در سن 14 سالگى به درجه اجتهاد  نائل آمدند، موجود است.)

ايشان در اواخر سال 1329 (هـ. ش) وارد قم شدند،و در اوايل سال 1330(هـ. ش) به تدريس دروس خارج فقه و اصول در صحن مطهر حضرت ‏معصومه (س) پرداختند.

ايشان به هنگام تدريس، متين و گويا سخن مى‏گويند. به دليل وسعت‏احاطه‏شان بر موضوعات علمى، از پرداختن به زوايد پرهيز مى‏كنند. درس‏ايشان فشرده‏اى از آراء و مبانى بزرگان و فقيهان نامى به همراه نظريات‏خودشان است كه با بحث و استدلال، بر رد يا قبول آن مبانى مى‏پردازند.

 درجلسات تدريسشان به مبارزه با جمود، يكسونگرى، احتياط زدگى، تقليد وپيروى كوركورانه از بزرگان مى‏پردازند،

 زيرا معتقدند كه تقليد و تعصب و غير منطقى روى اقوال بزرگان و مبارزه با هر نظر نو، توان علمى را از حوزه‏مى‏گيرد.

 از اين رو معظم له با حفظ احترام بزرگان و تأكيد بر اين امر، با نظرات‏ آنها نقادانه برخورد مى‏كنند. نظريات جديد و نو، ابتكار در مبانى، خروج از آراء پيشينيان و ژرف نگرى در تدريس ايشان موج مى‏زند.

هر چند ايشان به عنوان يك مرجع و فقيه نو انديش  شهرت دارند اما هيچگاه حكم خدا را به نام  مصلحت يا  نوانديشى زير پا نمى‏گذارند. فقيه ‏نوانديشى كه هيچگاه به انكار سنت و حذف باورهاى دينى نمى‏پردازد.

 

 تأليفات

ايشان به محض ورود به حوزه علميه قم و احساس نياز جامعه حوزوى واسلامى، همزمان با تدريس درس خارج فقه و اصول در سنين جوانى، دست‏به تأليف دايرة المعارف فقه اسلامى مى ‏زنند.

 كتابى ماندگار كه بزرگان واساتيد نام آورِ خبره حوزه، مراجع بزرگ تقليد و مدرسين، سر تعظيم وتمجيد در برابرش فرو مى‏ آورند.

 آيت اللَّه بروجردى(ره) دوبار كتاب فقه الصادق را همراه ‏خود به جلسه تدريس‏شان مى‏برند و به عنوان سند از آن نقل قول و به آن ‏استناد مى ‏كنند.

 

آيت اللَّه  خويى(ره) طى نامه ايى مرقوم فرمودند كه

من كتاب فقه الصادق را شخصا براى  آيت اللَّه كاشف الغطاء  بردم و گفتم: ببيند من چه‏ خدمت بزرگى به عالم اسلام و فقاهت نموده‏ ام و چنين عالم محققى را تربيت‏ كرده ‏ام.

رئيس دانشگاه الازهر (مهمترين و عالى‏ترين مركز علمى اهل تسنن) نيز طى‏ نامه‏ایی كتاب عظيم فقه الصادق را می ‏ستايد.

 

**اين كتاب ساليان سال است كه يكى از رساترين، معتبرترين و مهمترين منبع‏ تدريس فقه و اصول تشيع است.**

 

آیت الله سید محمد صادق روحانی دارای کتاب های ارزشمند و بزرگ دیگری هم است که این وب قادر به وصف آنها نیست برای دیدن کتاب های دیگر این عالم بزرگوار شیعه به سایت آیت الله سید محمد صادق روحانی مراجعه کنید.

 


موضوعات مرتبط: آشنایی با علماء شیعه ، آیت الله سیدمحمدصادق روحانی کیست؟چه کسی است
برچسب‌ها: زندگی نامه آیت الله سید محمد صادق روحانی , آیت الله سید محمد صادق روحانی کیست , آیت الله سید محمدصادق روحانی چه کسی است

سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ | 16:30 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

خداوند به حضرت عیسی علیه السلام وحی فرمود:

ای عیسی(ع)، مرا مانند غریقی دعا کن که پناه و نجاتی را ندارد(چون غریق در آن حال،از صمیم قلب به خداوند متوجه میشود).

 

ای عیسی(ع)، قلبت را در مقابل من ذلیل کن و در تنهایی ذکر مرا زیاد بگو، بدان که شادی من در این است که تو خود را در مقابل من بسیار حقیر بدانی و همیشه مرا با صدای محزون صدا کنی.

 

ای عیسی(ع)، با فتنه جویان و افسادگران همنشین مشو.

 

ای عیسی(ع)، ذکر مرا با زبانت زنده نگه دار تا قلبا" دوستدار من باشی.

 

ای عیسی(ع)، به بلاها صبر کن و به قضای من راضی شو.طوری باش که من خوشحال می شوم،زیرا مسرت من بر این است که مردم به من اطاعت کنند نه معصیت.

 

ای عیسی(ع)، هنگامی که مردمان غافل و نادان  می خندند، تو با میله ی حزن و اندوه به چشمت سرمه بکش(یعنی همیشه بواسطه فکر آخرت محزون و غمناک باش).

 

ای عیسی(ع)، تو در برابر ما مسئول هستی،پس با ضعفا همان طور رحم کن که من به تو رحم می کنم و با یتیمان تندی و قهر مکن.

 

ای عیسی(ع)، انسان ها در روی زمین زیاد هستند ولی تعداد صبر کنندگان کم است. درختان زیادند ولی درختان پاکیزه و خوب کم اند.پس خوبیِ درخت،قبل از اینکه میوه او را بچشی نباید تو را مغرور کند.

 

ای عیسی(ع)، همنشین بد تو را بد کند و هرکس به تو نزدیکتر می شود او را تعلیم بده و برای خود از مومنان برادر اختیار کن.

 

ای عیسی(ع)، از من هراسان باش و به من راغب باش و قلبت را به وسیله ی ترس از من بمیران(یعنی به واسطه ترس از من، قلبت را طوری کن که به دنبال خواسته هایش نرود).

 

ای عیسی(ع)، در جاهای خلوت به حال خودت گریه کن و نَفست را به وقت های نماز منتقل کن(یعنی به آن تلقین کن که وقت نماز را فراموش نکند.)

 

این وبلاگ داری مطالب زیادی است برای مطالعه به منوهای راست و یا چپ مراجعه کنید...
موضوعات مرتبط: حکایات وداستان های حضرت عیسی(ع)
برچسب‌ها: پندو اندرزهای خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , نصیحت های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , سخنان خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , وحی های خداوند به حضرت عیسی علیه السلام , داستان های حضرت عیسی علیه السلام

شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ | 18:50 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

حضرت محمد صلی الله علیه: خداوند عزوجل فرمودند: خوشا به حال دوستان و پیروان حسین(ع)، به خدا که همانها در روز قیامت رستگارانند. بحارالانوار جلد44 صفحه 225

 

حضرت محمد صلی الله علیه: و او (امام حسین) میوه دل من و نور چشمان من است، اما امتم او را خواهند کشت، و آنکه او را پس از وفاتش زیارت کند ،خداوند  ثواب یک حج از حج های من برایش می نویسد. بحارالانوار جلد44 صفحه 260

 

امام علی علیه السلام: او با لب تشنه در صحرای کربلا شهید خواهد شد، تا آنکه اسبش نیز زمزمه می کند: فریاد، فریاد از امتی که پسر دختر پیامبرش را می کشد. بحارالانوار جلد 44 صفحه 266

 

امام زمان علیه السلام: آنکه می پندارد حسین کشه نشد، در کفر و دروغ و گمراهی است. بحارالانوار ج 44 ص271

 

امام سجاد علیه السلام: آنکه قطره اشکی بیفشاند و یا برای ما بگرید خداوند غرفه ای در بهشت به او خواهد داد. بحارالانوار ج44 ص 279

 

امام صادق علیه السلام: هر گریه و زاری مکروه است، مگر گریه و زاری برای امام حسین(ع). بحارالانوار ج44 ص 280

 

امیرالمومنین به امام حسین نگریست و فرمود: ای گریه برای هر مومن. بحارالانوار ج44 ص280

 

امام صادق علیه السلام: حسین علیه السلام نزد پروردگارش به زائران می نگرد، آنان را به نام خود و پدرانش و منزلت ایشان و درجاتشان، بهتر از خودشان، می شناسد. بحارالانوار ج 44 ص280

 

امام صادق علیه السلام: امام حسین کسی را که برایش گریه کند می بیند و برای او طلب مغفرت می کند و می فرماید اگر زائر من پاداش خود را در نزد پروردگار بداند حتما فرض زیارت را بیشتر از بی تابی کردن پی می گرفت. بحارالانوار ج44 ص 281

 

 

امام سجاد علیه السلام: هر مومنی که چشمش برای شهادت حسین بن علی علیه السلام گریان شود(تا اندازه ای کم) بر گونه اش بریزد خداوند او را در غرفه هایی از بهشت ساکن می گرداند. بحارالانوار 44 ص281

 

امام صادق علیه السلام: روز امام حسین علیه السلام دلهای ما را مجروح کرد ،اشکهایمان را روان نمود، عزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد و تا روز قیامت ما را دچار رنج و مصیبت کرد. بحارالانوار ج44 ص 284

 

امام رضا علیه السلام: برای کسی چون حسین علیه السلام باید گریه کنندگان گریه کنند زیرا گریه برای امام حسین علیه السلام گناهان را میریزد. بحارالانوار ج 44 ص284

 

امام رضا علیه السلام: آنکه روز عاشورا را روز غم و اندوه و گریه خود بداند، خداوند روز قیامت را روز شادمانی و نشاط او قرارخواهد داد. بحارالانوار ج44 ص 284

 

امام حسین علیه السلام: من کشته اشکهایم، مومنی که مرا به یاد آورد گریان خواهد شد. بحارالانوار ج 44 ص 284

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: ای فاطمه هر چشمی در روز قیامت اشکبار است مگر چشمی که بر رنجهای حسین گریسته باشد. بحارالانوار ج 44 ص 293

 

امام صادق علیه السلام: پرده ها از پیش چشمان{یاران امام حسین علیه السلام} کنار رفت و آنان جایگاه های خود را در بهشت دیدند. علل الشرایع ج 1 ص 218

 

امام صادق علیه السلام:  هر شهیدی دوست دارد با امام حسین علیه السلام در بهشت در آید.جامع الزیارات ص111

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: قاتل حسین (ع) در تابوتی از آتش است و نیمی از عذاب اهل دنیا را تحمل می کند. بحارالانوار ج 44 ص 300

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: امام حسین را بدترینِ امت می کشد. بحارالانوار ج 44 ص 300

 

امام صادق علیه السلام: {هرگاه امام حسین علیه السلام را یاد می کنی} بگو: صَلَّی اللُهُ عَلیکَ یا اباعبدالله،  سه بار تکرار فرمودند. بحارالانوار ج 44 ص 301

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: جایگاهی در جهنم است که هیچکس سزاوار آن نیست مگر با کشتن امام حسین و حضرت یحیی علیه السلام. تحف العقول: ص 246

 

امام صادق علیه السلام: بنده ای که آب بنوشد و آنگاه یاد امام حسین علیه السلام کند و بر قاتل او نفرین فرستد، خداوند صد هزار حسنه برایش می نویسد. بحارالانوار ج 44 ص 303

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: درود خدا بر آنان که از سر رحمت و شفقت بر حسین علیه السلام می گریند و از سر خشم و نفرت بر دشمنان او نفرین می کنند. بحارالانوار ج 78 ص122

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: بدانید آنان که راضی به کشتن حسین علیه السلام باشند در قتل او شریکند. بحارالانوار ج 44 ص 304

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: بدانید کشندگان{امام حسین علیه السلام} و یاران و پیروان و همراهان آنان از دین خدا دورند. بحارالانوار ج 44 ص304

 

امام باقر و امام صادق علیه السلام: خداوند تعالی در ازای شهادت امام حسین علیه السلام امامت را در فرزندان او، شفا را در تربتش و پذیرش را در دعای کنار قبرش قرار داد. بحارالانوار ج 78 ص 118

 

امام صادق علیه السلام: خداوند تعالی امام حسین(ع) را به پیامبر ملحق کرد، او در مقام و منزلت در کنار پیامبر است. بحارالانوار ج44 ص221

 

امام صادق علیه السلام: {در مورد آنکه حسین علیه السلام  را با شناخت حقش زیارت کند} برای همیشه در رحمت الهی غوطه ور خواهد شد اگرچه شقی باشد.کامل الزیارات ص 164

 

امام صادق علیه السلام: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفای هر بیماری و آن داروی بزرگ است. بحارالانوار ج18 ص 123

 

امام صادق علیه السلام: سجده بر خاک امام حسین علیه اسلام حجابهای هفت گانه را می درد.بحارالانوار ج 14 ص153

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسن و حسین (ع) بهترین مردمان زمینند، پس از من و پدر و مادرشان که برترین  زن زمینی است. بحارالانوار ج 5 ص 19

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: هرکس حسن و حسین(ع) را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس آنان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. امالی الطوسی: ص 446

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسن و حسین علیه السلام سرور جوانان اهل بهشتند.کنزالاعمال: 37682

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: خداوند به حسن (ع) سروری بخشید و به حسین(ع) بخشش و شفقت. بحارالانوار ج 8 ص 263

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: حسین از من است و من از حسین. بحار الانوار جلد 1 صفحه 261

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: خداوند کسی که حسین را دوست داشته باشد دوست دارد. الارشاد صفحه 233

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام فرمود: چهار تن نخستین وارد شدگان به بهشت هستند، من و تو و حسن و حسین.المعجم الکبیر 1/319/950

 

امام سجاد علیه السلام: فرزند رسول خدا(امام حسین علیه السلام)گرسنه شهید شد، فرزند رسول خدا تشنه شهید شد.منتهی الآمال جلد 1 صفحه 325


موضوعات مرتبط: احادیث امام حسین(ع)
برچسب‌ها: ثواب گریه برای امام حسین , فضیلت گریه برای امام حسین , احادیث در مورد فضیلت امام حسین علیه السلام , حدیث در مورد ثواب فضیلت امام حسین و عاشورا , حدیث در مورد دوست داشتن امام حسین

جمعه دهم آبان ۱۳۹۲ | 3:10 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

آيا قرآن اشاره‌اي به حرمت ريش تراشيدن كرده است؟

جواب: آري. در چند آيه از قرآن مي‌رساند كه تراشيدن ريش حرام است.

«و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن» بقره / 124

در كتاب گرانسنگ و ارزشمند وسايل الشيعه از تفسير علي بن ابراهيم قمي (ره) در ذيل آيه‌ي شريفه از حضرت امام صادق عليْه السلام نقل شده است كه فرمودند:

وقتي خداوند حضرت ابراهيم عليْه السلام را خوب مورد امتحان قرار داد به اين كه فرزندش اسماعيل را ذبح كند، حضرت ابراهيم عليْه السلام پس از بيدار شدن تصميم بر ذبح فرزند خويش گرفت «پروردگار هم به جهت پاداش به حضرت ابراهيم عليْه السلام فرمود:

ما تو را امام بر مردم قرار داديم و سپس ((حنيفيت)) يعني پاكيزگي كه ده چيز پاك است را بر او نازل كرد،

 حضرت هم آنها را با خود آورد كه تاكنون نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نخواهد شد؛

 كه پنج چيز آن راجع به سر است  و عبارت است از:

1 - گرفتن شارب (سبيل)

2 - ريش گذاشتن

3 - تراشيدن موي سر

4 - مسواك كردن

5 - خلال نمودن.

و پنج چيز ديگر آن مربوط به بدن است كه عبارتند از:

1 - تراشيدن موهاي زايد بدن

 2 - ختنه كردن

3 - ناخن گرفتن

4 - غسل جنابت

5 - طهارت با آب. (وسائل الشيعه/ ج 1/ ص 423.)

 

تا اينجا معلوم شد كه بنا به فرموده‌ي حضرت امام صادق عليْه السلام يكي از احكام دهگانه‌ي آيين ابراهيمي ريش گذاشتن است كه خداوند بر حضرت ابراهيم عليْه السلام نازل فرموده است.

خداوند تبارك و تعالي در سوره نحل مي‌فرمايد:

اتبع مله ابراهيم حنيفا.  نحل / 123

ترجمه: (اي رسول ما از آيين حنيف و پاك حضرت ابراهيم عليْه السلام تبعيت كن).

و معلوم شد يكي از احكام اين آيين ابراهيمي گذاشتن ريش است.

 

آيا تنها پيامبر اسلام صلي الله عليْه و آله و سلم مامور به پيروي از آيين ابراهيمي مي‌باشند؟

 خير زيرا خداوند در سوره آل عمران فرموده:

«قل صدق الله فاتبعوا مله ابراهيم حنيفا»  آل عمران / 95

اي پيامبر به امت خود بگو، راست گفت خدا: از آيين پاك ابراهيم عليْه السلام پيروي كنند.

«و ما اتيكم الرسول فخذوه و ما نهيكم عنه فانتهوا».

ترجمه: آنچه را پيغمبر براي شما آورده (از حكم) آن را بگيريد و از آنچه شما را نهي فرموده است خود داري كنيد).

و ما روايات زيادي از پيامبر اكرم صلي الله عليْه و آله و سلم داريم پيرامون نهي از تراشيدن نهي و امر نمودن به گذاشتن ريش.

«و لا تلقوا بايد يكم الي التهلكه». بقره / 195

ترجمه: (و خودتان را به دست خودتان به هلاكت نيندازيد).

چون تراشيدن ريش داراي امراضيست لذا قرآن هم اشاره دارد كه نبايد كسي خود را به هلاكت بيندازد، آن هم بدست خود و امراض آن.

پس با توجه به پنج آيه‌ي فوق و فرمايش امام صادق عليْه السلام روشن شد كه بنا به آيات قرآن، هم پيامبر صلي الله عليْه و آله و سلم و هم امت ايشان مامورند به ريش گذاشتن.

 

چرا عده‌اي از ريش گذاشتن فرار مي‌كنند؟

*عده‌اي براي اطاعت نمودن از همسر خود اين فعل را انجام مي‌دهند،

*عده‌اي هم به خاطر غفلت از زيانهاي بهداشتي آن،

 *عده‌اي هم زيبايي چهره‌ي خود را نداشتن مو در صورت مي‌دانند،

 *عده‌اي هم تمدن را به تراشيدن ريش مي‌دانند

 *عده‌اي هم براي فرار از ريش گذاشتن مي‌گويند:

انسان باید كارهاي ديگرش را درست كند. در حالي كه اين حرف هم درست نيست، زيرا اسلام مجموعه‌اي از دستورات حيات بخش است كه بايد واجبات آن را عمل كرد و محرماتش را ترك كرد، اگر ريش تراشي حرام شد، بايد انجام نداد و اين توجيهات پذيرفته نيست.

 

*عده‌اي به خاطر نداشتن آگاهي و برخور دار نبودن از ايمان قوي و از همه بيشتر به خاطر مسخره شدن مقدسات مثل حجاب و ريش و … توسط انسانهاي جاهل سعي مي‌كنند به خاطر در امان ماندن از حملات و طعن آنها ريش خود را بزنند و براي تراشيدن ريشِ خود بهانه‌هايي بياورند. لذا اين افراد گاهي مي‌گويند كه ما به خاطر رعايت بهداشت صورت خود را مي‌تراشيم در حالي كه مي‌توان ريش داشت و بهداشت را هم رعايت كرد و اگر واقعا مساله بهداشت مطرح است، چرا موهاي سرشان را نمي‌زنند.

و گاهي هم مي‌گويند:

مساله ريش گذاشتن مربوط به صدر اسلام مي‌باشد به خاطر اين كه عربستان منطقه گرم و سوزاني بوده، اسلام براي حفظ پوست صورت دستور گذاشتن ريش را داده، اين توجيه هم بطلانش با آن همه دليل بر ضررهاي تراشيدن ريش روشن است.

 

فواید ریش گذاشتن

به درستي كه طبيب حاذق و مشهور ((ويكتور ژورژ)) عقيده‌اش اينست كه داشتن ريش فوايد بسيار بزرگي دارد که

محافظت مي‌كند از لثه‌ها و يا غده‌هايي كه در لثه‌ها است). در كتاب تراش ريش از نظر بهداشت ص 20 آمده است كه ايشان درباره‌ي فايده‌ي ريش مي‌گويد:

ريش موجب حفظ دندانها و غدد بزاقي خواهد شد.

 

رسول خدا صلي الله عليْه و آله و سلم فرموده‌اند:

بر خلاف مشركين باشيد سبيل‌ها را از ته كوتاه كنيد و محاسن را بلند بگذاريد. ميزان الحكمه ج 11 ص 5305 ح 18142 و صحيح مسلم ج 1 ص 221 باب 16

 

مانع وبا و دورکننده غم

همچنین امام صادق(علیه السلام) در ادامه همان روایت فرمودند: فإنّه یذهَبُ بالهَمِّ و الوَبا؛ شانه کردن موی سر و ریش غم و غصه و وبا را از بین می برد. بیماری مهلکی چون وبا و نیز غم و اندوه و افسردگی که از جمله بیماری های روحی است با شانه زدن موی سر و ریش می تواند دور شود.

 

 باورتان می شود شانه زدن ریش این همه فایده داشته باشد؟! دورکننده بیماری های جسمی و روحی!

 

جلوگیری از درد دندان

امام صادق(علیه السلام) در روایتی دیگر فرمودند: مُشطُ اللَّحیةِ یَشُدُّ الأخراسِ؛ شانه کردن ریش، دندان ها را محکم می سازد.

 

دورکننده فقر و درد

امام صادق(علیه السلام) همچنین فرموده اند: المَشطُ یَنفی الفقرَ و یَذهَبُ بالدّاء؛ شانه کردن موی سر و ریش سبب از بین رفتن فقر و درد می گردد.

شاید براساس این روایت شریف بتوان گفت در روزگار ما سبب زیاد شدن فقر و درد یکی هم همین باشد که مردان این عصر ریش ندارند که بخواهند آن را شانه بزنند و از فقر و درد دور بمانند!! والله اعلم!

منشأ برکت

رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) از دیگر فواید ریش داشتن و شانه زدن آن را افزایش رزق و روزی و برکت در زندگی دانسته اند و فرمودند: … و انَّه یَزیدُ فی الرّزق؛ شانه زدن ریش ها  رزق و روزی را زیاد می گرداند.

 

بی ریش ها از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیستند!

از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل است که فرمودند: حَفّوا الشَوارِبَ و اعفُوا اللُحی و لاتَشَبَّهوا بالیهود؛ سبیل هایتان را کوتاه نمایید و محاسن و ریش های خود را بلند کنید و خود را شبیه یهودیان نکنید!

 

همچنین آن حضرت فرمودند: إنّ المَجوسَ جَزّوا لُحاهُم و وَفّرُوا شَوارِبَهُم و إنّا نحنُ بَخِرُّ الشَّوارِبَ و نَعفی اللُحی و هی الفطرةُ؛ مجوسیان ریش های خود را می تراشند و سبیل ها را بلند نگه می دارند ولی ما مسلمین عکس آنها سبیل های خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه می داریم و ریش داشتن و کوتاه کردن سبیل مطابق فطرت انسانی است.

 

و نیز از آن حضرت نقل است که فرمودند: لیس مِنّا مَن تَشَبَّه بِغَیرِنا؛ کسی که خود را شبیه غیرمسلمانان درآورد از ما نیست. همچنین در جای دیگری فرمودند: لیس مِنّا مَن عَمِلَ بِسُنَّةِ غیرِنا؛ مسلمان واقعی نیست کسی که به دستور و آداب و رسوم بیگانه عمل نماید.

 

بی ریش ها دشمن خدایند!

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: اِنّه اَوحی الله إلی نبیٍّ مِن أنبیائه قل للمؤمنین: لاتلبِسوا لباسَ اَعدائی و لاتطعِموا مَطاعِمَ أعدایی و لاتَسلُکوا مَسالِکَ اَعدائی فتکونوا أعدائی کما هم أعدائی؛ خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان بگو:

 در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید که اگر چنین کنید شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب می گردید!

 تراشیدن ریش از جمله مصادیقی است که سبب تشبّه انسان به غیرمسلمانان و دشمنان خدا می شود!

 

نتیجه گیری:با این همه فواید مادی و معنوی که ریش داشتن و شانه زدن آن دارد واقعاً حیف است که مردان مسلمان خود را از آن محروم کنند. به علاوه در برخی از روایات از رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) توصیه های جدی در داشتن ریش شده است تا جایی که کسی که این عمل را ترک کند از خود ندانسته اند!

از کنار هم قراردادن این روایات معلوم می شود که تراشیدن ریش از جمله کارهایی است که یهودیان و مجوسیان انجام می داده اند و این کار با سنت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) منافات دارد

 

این وبلاگ  دارای مطالب زیادی است برای دیدن مطالب بیشتر به آرشیو مطالب مراجعه کنید


موضوعات مرتبط: چرا موسیقی حرام است؟ ، چرا ریش بگذاریم؟
برچسب‌ها: چرا مرد نباید ریش هایش را بتراشد , چرا ریش تراشی حرام است , فواید ریش گذاشتن چیست , احادیث در مورد ریش گذاشتن , حدیث در مورد نتراشیدن ریش

چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۲ | 13:55 | سینا رحمتی |

اشتراک و ارسال مطلب به:

1-مجله روشنفكر درباره‌ي يك كنسرت موسيقي مي‌نويسد:
… وقتي دخترها و پسرها آهنگ‌هاي تندرو، رعشه انگيزشان را مترنم مي‌سازند سالن به لرزه مي‌افتد، دختر‌ها جيغ مي‌كشند، به سر و گوش هم مشت مي‌كوبند، غش مي‌كنند، موهاي خود را چنگ چنگ مي‌سازند و پسرها از هوش مي‌روند. همه‌ي اينها در تاثير آهنگ‌هاي موسيقي در آنهاست.
بهشت جوانان ص 356

2- در جريان كنسرت پر شر و شور گروه موزيك (ولينك استونر) مردي از شدت هيجان برهنه شد و با حالت جنون آميز بر سر و كول انبوه خلايق به راه افتاد كه توسط پليس دستگير شد. بهشت جوانان، ص 359

 

3-چندي پيش (براون) خواننده انگليسي ضمن اجرا ي برنامه‌اي در فستيوال موسيقي پاپ تمام لباس‌هايش را از تن بيرون آورد و در برابر جمعيتي بيش از 15000 نفر برنامه اجرا كرد.

ابتدا پيراهنش را در آورد و چون تماشاگران به هيجان آمدند وي هنگام خواندن آواز به كلي لخت و عريان شد و به خواندن و رقصيدن پرداخت. در اين موقع افراد پليس خود را به صحنه رساندند و به خواننده عريان را دستگير كردند.
تاثير موسيقي بر روان و اعصاب نقل از مجله اميد ايران، ش 835، ص 25

 

«… موسيقي از اموريست كه البته هر كسي بر حسب طبع، خوشش مي‌آيد و از اموري است كه انسان را از جديت بيرون مي‌برد و به يك مطلب هزل مي‌كشاند.

بطور مثال يك جوان كه عادت كرده روزي چند ساعت با موسيقي سر و كار داشته باشد و اكثر اوقاتش را صرف موسیقی بكند و پاي موسيقي بنشيند، از مسايل زندگي و از مسايل جدي به طور كلي غافل مي‌شود و عادت مي‌كند، و از کارهای مهمتر مثل درس خواندن و...عقب می ماند»

همان طور كه به مواد مخدر عادت مي‌كند ديگر نمي‌تواند يك انسان جدي باشد كه بتواند در مسايل سياسي فكر بكند، موسیقی فكر انسان را طوري بار مي‌آورد كه ديگر انسان نتواند در غير همان محيط ِمربوط ِبه موسيقي فكر بكند»

«… نبايد دستگاه تلويزيون طوري باشد كه 10 ساعت موسيقي بخواند و جوان‌هايي كه نيرومند هستند از نيرومندي آنها كاسته شود و به حالت خمار و خلسه آور تبديل شوند، مثل همان ترياك، موسيقي با ترياك فرقي ندارد.»

***اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، موسيقي را حذف كنید و نترسيد از اين كه به شما بگويند كهنه پرست شده‌ايد، باشد ما كهنه پرستيم، همه‌ي اين كلمات نقشه است براي اينكه شما را از كار جدي عقب بزنند.***

 

 برای دیدن مطالب بیشتر به آرشیو مطالب مراجعه کنید


موضوعات مرتبط: چرا موسیقی حرام است؟
برچسب‌ها: عواقب موسیقی بر اعصاب و روان , چرا موسیقی حرام است , چرا نباید موسیقی گوش بدهیم , موسیقی و غنا , حدیث در مور موسیقی

جمعه هجدهم مرداد ۱۳۹۲ | 20:0 | سینا رحمتی |
مطالب قدیمی تر